تلخون و 4 داستان دیگر

کد : 100175

مشخصات کتاب

فروشنده/نویسنده: صمد بهرنگی

قیمت : 0 تومان

نوبت چاپ : اول

"کتاب حاضر، جلد هشتم از «داستان‌های صمد بهرنگی» و مشتمل بر چهار داستان با عنوان‌های «تلخون»، «پسرک لبوفروش»، «سرگذشت دانه برف»، «موش گرسنه» است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده‌اند. تلاش این نویسنده در آفریدن «افسانه‌های نو» با الهام از افسانه‌های کهن و بومی، موفقیت‌آمیز است، وی همچنین در آثارش نشان می‌دهد که با تمهیدی آگاهانه، به آفریدن افسانه‌های نو، با اندیشه و درون‌مایه‌های تازه اقدام می‌کند. اغلب داستان‌های او با تمهید روایت نقالی بیان می‌شود. آوردن مقدمه و مؤخره‌ها در ابتدا و انتهای داستان‌هایش، علاوه بر بالا بردن حس واقع‌نمایی، بافت روایتی آن را آشکار می‌کند. در داستان «تلخون» می‌خوانیم «گاه می‌شد که همان سر سفره غذا بیفتند و بخوابند. مرد تاجر برای هر یک از دخترانش شوهری نیز دست‌وپا کرده بود که حسابی خوشبخت باشند»."

تلخون و 4 داستان دیگر

کد : 100175

مشخصات عمومی

کتاب حاضر، جلد هشتم از «داستان‌های صمد بهرنگی» و مشتمل بر چهار داستان با عنوان‌های «تلخون»، «پسرک لبوفروش»، «سرگذشت دانه برف»، «موش گرسنه» است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده‌اند. تلاش این نویسنده در آفریدن «افسانه‌های نو» با الهام از افسانه‌های کهن و بومی، موفقیت‌آمیز است، وی همچنین در آثارش نشان می‌دهد که با تمهیدی آگاهانه، به آفریدن افسانه‌های نو، با اندیشه و درون‌مایه‌های تازه اقدام می‌کند. اغلب داستان‌های او با تمهید روایت نقالی بیان می‌شود. آوردن مقدمه و مؤخره‌ها در ابتدا و انتهای داستان‌هایش، علاوه بر بالا بردن حس واقع‌نمایی، بافت روایتی آن را آشکار می‌کند. در داستان «تلخون» می‌خوانیم «گاه می‌شد که همان سر سفره غذا بیفتند و بخوابند. مرد تاجر برای هر یک از دخترانش شوهری نیز دست‌وپا کرده بود که حسابی خوشبخت باشند».

تلخون و 4 داستان دیگر

کد : 100175

معرفی فروشنده/نویسنده

صمد بهرنگی (زاده? 2 تیر 1318 در تبریز – درگذشته? 9 شهریور 1347 در ارسباران) آموزگار، منتقد اجتماعی، داستان‌نویس، مترجم، و پژوهش‌گر فولکلور آذربایجانی بود. کتاب ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی مدت‌ها نقش بیانه? غیررسمی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بازی می‌کرد.

بهرنگی درباره? خودش گفته‌است: قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هر جا نَمی بود، به خود کشیدم؛ کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم… مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم می‌گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید، از همین بیش‌تر نصیب تو نمی‌شود.

تلخون و 4 داستان دیگر

کد : 100175

درباره فروشگاه اینترنتی انتشارت سمیر

hc8meifmdc|2011A6132836|Samir_NewVersion|tblAboutUs|Text_AboutUs|0xffff3762000000004002000001000100
  انتخاب نام «سمیر» بی‌دلیل نبود، چه «سمیر» به معنای قصه‌گوست؛ کسی‌که تاریخ و زندگی گذشته یک قوم را در قالب قصه می‌ریزد و احیا می‌کند و نشر سمیر در سال 1374 با هدف احیای تاریخ و فرهنگ و ادب ایران‌زمین فعالیت خود را آغاز کرد و بر پیمان نانوشته‌‌ای که با خود بسته بود، استوار و پایدار ماند و تاکنون قریب به 400 عنوان کتاب در حوزه رمان‌های تاریخی و نیز تاریخ به طور اخص و ادبیات کلاسیک به دست نشر سپرده که هر یک نمادی از فخر ایران‌زمین است و یادمانی برای حفظ دستاوردهای گذشته ایران.
سمیر زمانی توان و پویه بیشتری یافت که دو نشر دیگر با همین هدف و آرمان در کنارش قرار گرفتند و هم اکنون «دبیر» و «نشر باهم»، گروه انتشاراتی‌یی را پدید آورده‌اند که هر یک دیگری را در مسیر آرمان ارزشمند مشترک‌شان یاری می‌دهد.
و مجموعه‌ای که در پیش رو دارید، بازتابی است از آن اندیشه و اهتمامی که انتشارات دبیر و سمیر و باهم به آن دست یازیده‌اند و امید است به یاری شما و عرضه هرچه بهتر این آثار، ایران‌مان را بهتر بشناسانیم که دلبستگی‌ها از شناخت حاصل شود، نه از نا‌ آشنایی‌ها.



تلخون و 4 داستان ديگر فروشگاه اینترنتی انتشارت سمیر

تلخون و 4 داستان ديگر فروشگاه اینترنتی انتشارت سمیر