25 هزار خروار اجاره در باب عایدات سیستان

25 هزار خروار اجاره در باب عایدات سیستان

ملک سیستان تماماً خالصه است، قرار زراعت با حاکم و مستمری خوانین، و می آورند سه یک آن حق دیوان است ـ مواجب و عایدات و تیول ایشان قرار گذاشته علماء و سادات، و کدخدا، و نوکر سیستان که حشمة الملک به جهت الملک مقصودش مردم داری اسامی آنها را مفصلا نوشته، درست است

1405/04/08

دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی

ملک سیستان تماماً خالصه است، قرار زراعت با حاکم و مستمری خوانین، و می آورند سه یک آن حق دیوان است ـ مواجب و عایدات و تیول ایشان قرار گذاشته علماء و سادات، و کدخدا، و نوکر سیستان که حشمة الملک به جهت الملک مقصودش مردم داری اسامی آنها را مفصلا نوشته، درست است... چون حشمة است ـ بذل و بخشش و اصل خیالش رو به خود کردن طایفه بلوچیه و مردم افغانستان می نماید. مثلاً سردار شریف خان را یازده قریه از دهات معتبر ـ که 360 پاگاو 27 بر روی هم 3687 خروار تبریز بذرافشان است ـ جهت نان خانه و سواره جمازه سوار واگذار نموده...

به طور کلی در سیستان 880 پاگاو از دهات و املاک سیستان به حشمة الملک واگذار شده و 10554 خروار تبریز بذرافشان است. مرحوم خانلرخان اعتصام الملک که یک وقتی را امیر قائن به امیر قائن بوده می نویسد سیستان مأمور رسیدگی و بازرسی عایدات همین عایدات گندم او است. و البته این ده هزار خروار هزار خروار گندم از دولت اجاره کرده سیستان بیشتر می شود.

انبار ذخیره گندم آنها در برج آس و قریه نادعلی بوده است ایران لقب داده بودند. می شده بیخود نیست که یک روزی سیستان را انبار گندم کار نقشه برداری ذوالفقار بیگ خوب به انجام رسید

امیر قائن استقبال می کند

یوم دوشنبه 25 شهر ذی القعده، از خط استوا 11-3053و نموده عرض شمالی چلنگ برداشته شب را در چلنگ منزل طول شرقی اش از دار الخلافه ناصری 52-2-10

یوم سه سه شنبه صبح زود از و سیستان ـ و سردار الملک حاکم قائنات خان ملقب به حشمة برداشته، امیر قاین ـ میر علی و بلوچ را به قدر پانصد نفر سیستانی و قائینی شریف خان بلوچ، تمام خوانین و رؤسای سیستان انگلیس و ماها منصب های دولت بهیه جهت استقبال صاحب را - تا دو فرسخ بیرون از شهر و همگی با اسلحه و یراق قوی درشت چاق سوار، فرستاده بود، تمام سوارها اسبهای ها جلوه نمودند. خوب، خیلی باشکوه در نظر صاحب منصب بعد از ظهری وارد نصرت آباد - و شهر جدید را سیستان است شدیم این قلعه قلعه و شهر جدید که این ایام پایتخت حکومت دولت علیه ساخته است.

مهندس ذوالفقار کرمانی دوم محرم 1289 ه/ ـ به بیرجند رسیده است، و همو افتاده و پنجشنبه 12 محرم، یعنی پس از ده روز راه پیمایی خزاعی میباشد، حال هم توضیح می دهد که میر علم خان حشمة الملک با طایفه اش عرب خزاعی جد حشمة الملک اکثر طایفه آنها به زبان عربی )؟( گفتگو می کنند 35 طاهر ذوالیمینین است که در تاریخ، احوالات آنها را نوشته اند، مردم قائنات بیشتر سبزه گندم ]گون[، آدم سرخ و سفید کمتر است. دیگر آنکه زراعت مردم آن، ملک قائنات کفاف رعیت و اهل ولایتش را نمی دهد باید از خارج جنس بیاورند. دیگر آنکه مردمانش بیشتر تریاک کش می باشند حشمة الملک بسیار سعی نمود که ایشان را از این عمل باز دارد از عهده بر نیامد

عرض شمالی بیرجند 53-32، طول شرقیش از دارالخلافه و این آخرین جمله کتاب چاپی از دار الخلافه 43-741. قائن 42-4-33، طول شرقی اش و ارقام را صد و پنجاه سال مانده، اما به هر حال این آمار است که معلوم می شود کتاب ناقص روحانی امام مسجد و ثبت کرده و خدا کند جناب پیش یک مهندس کرمانی در آورده غلط گیری کرده باشد. و ارقام را درست ثبت و امامزاده قاسم شمیران رساله را دقیق خوانده دارم که ارقام پیر جغرافیای ایران است، خواهش من از استادم دکتر محمد حسن گنجی که ـ و با فرماید و اگر درست نیست اصلاح فرماید مهندس کرمانی را، اگر ناقص است تکمیل هم داریم - ارقام در لندن هستیم و مهمان بیرجندی وسایل دقیق امروزی که دارند ـ امشب که النهار گرینویچ تطبیق است ـ لطفی فرمایند با نصف بیرجند را اگر طبق نصف النهار پاریس ننوشته که بر اساس کدام مبدأ فرمایند تا حق میزبانی را ادا کرده باشیم، چون در کتاب است

محتاج اسب نیستم

رساله ذوالفقار صد سالی در بوته فراموشی ماند نقشه هایش معلوم نشد به کجا رفت خود مهندس کرمانی هم احوالش مطلقاً معلوم نیست، مخلص که ادعای کرمانولوگی« دارد، فقط چند سطری در حق او جائی نوشته است که آن نیز هنوز مهندس زحمت کش کرمانی شرمندگی مخلص است که ادعای کرمانولوگ بودن دارم و ازین صد و پنجاه سال پیش هیچ خبری ندارم

گفتم که امیر قائن در تشویق این مهندس کرمانی منتهای لطف راکرده است، چطور است از قول خود مهندس نقل کنم.

یوم سه شنبه دویم محرم الحرام سنة 1289] هـ / 12 مارس 1872 م، ده روز به نوروز[  صبح بسیار زود برخاستم، نماز کرده، چای خورده، تهیه رفتن را دیده، با حشمة الملک ملاقات نمودم معذرت زحمات از ایشان خواستم، خداحافظ نمودم سفارش عظیم خان را نمود که او را به دارالخلافه ببرید، خواجه اسدالله که از نوکرهای خودم می باشد ـ مهماندار شما و میرزا معصوم خان است. پنج شتر هم باشید. ده نمود که در راه آسوده شما از همانجا بار خواهند است، آذوقه چهار منزل، به جهت بلوچیه است ـ با شما تا نهبندان که محل خطر طایفه نفر سوار هم به جهت حفظ و حراست خواهند آمد که به آسودگی بروید...

از منزل حشمة الملک بیرون سه تومان هم به قراولهای درب خانه انعام حشمة الملک درین ایام داده بود انعام دادم، مبلغ الملک سواره به تاخت، فاصله، یک نفر جلودار حشمة دادم. یک میدان از قلعه نصرت آباد را حشمة الملک به جهت یک رأس اسب ترکمانی - چهار سال، یدک کرده، گفت این اسب هم شما داده است... تأمل نموده به جلودار گفتم: خود ببین، مال سواری، یک اسب یدک یک فرسخی با بنده آمد و اضافه دارم، محتاج اسب نیستم، پس ببرید. به خود شما بخشیدم. تا مذکور داشت که هرگز جرأت پس بردن اسب را ندارم

عظیم خان کیانی را واسطه کرده و اسب را به دست نوکر عظیم خان داده گفتم یک تومان هم به او انعام دادند. پیش از ظهر به ده عباس خان رسیدم. معلوم شد که صبح زود میرزا معصوم خان سوار شده آذوقه و شترهای مال بنه بنده همه را برداشته و رفته است...

مهندس ما وقتی به نهبندان رسیده آمار دقیق داده و اشاره میکند از نهبندان از راه لوط به خبیص کرمان راه نزدیک است - 46 فرسخ ) کیلومتر است

مخلص که امشب این عرایض را در لندن به زبان می آورد، چند سال پیش، بدون اینکه رساله همشهری خود را خوانده باشم - پیشنهاد از طریق خبیص و تونل سیستان را و خبیص را از بن بست نجات دهند و یک شبه از سیستان آن و کرمان و سیرجان و نی ریز و جهرم به شیراز و حتی اهواز برسند. اماکسی اعتنایی نیست. باید عرض کنم که این همان راهی است که هزار و دویست سال پیش عمرولیث از طریق آن از کرمان به سیستان بازگشت، پسر جوانش هم در همین راه در گذشت.


کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.