مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\هنر پروری و هنروری در دوره شاهرخ
هنر پروری و هنروری در دوره شاهرخ
در این مقاله مبانی و مفاهیم تاریخی هنر پروری و هنروری و یا کلاً حمایت جواب داده شود
1405/03/25
دکتر یعقوب آژند
در این مقاله مبانی و مفاهیم تاریخی هنر پروری و هنروری و یا کلاً حمایت جواب داده شود: چه عواملی شاهرخ تیموری محل بحث قرار گرفته است. سعی شده به این سؤالات هنری در کدام بنیاد سلطنتی چهره موجب بسط و توسعه این هنر پروری و هنروری شده؟ گسترش و از قریحه هنری کدام هنرمندان نموده و ویژگی های آن چه بوده؟ هنر پروران چه کسانی بوده است؟ بهره یاب شده اند؟ کارکرد کارگاه هنری دوره شاهرخ چگونه بوده و چه دستاوردهایی داشته نتایج این تحقیق پاسخی است بر پرسش های یاد شده
زمینه تاریخی
بعد از مرگ تیمور، امپراتوری وسیع او بین فرزندانش تقسیم شد. شاهرخ بهادر که در هرات تختگاه داشت قلمرو سلطنت خود را از دریای سند تا قزوین و حدود تبریز گستراند و هرات را کانون و پرورشگاه علم و هنر ساخت. مرگ تیمور سببب یک رشته وقایع بغرنج و بالندگی حیات سیاسی سیاسی و حتی ایدئولوژیکی در بین بازماندگان او شد که شکل گیری و فرهنگی ایران و آسیای میانه را در روزگار آنها فراز آورد
میرانشاه و دو فرزند او ابوبکر و عمر در آذربایجان با سرکردگان قراقویونلو در ایالت فارس سه فرزند عمر شیخ دعوی زمامداری داشتند و منطقه را به نوبه خود در ورطه آشفتگی انداخته بودند؛ در ماوراء النهر پیر محمد نوه تیمور با همدستی امرا به مخالفت با خلیل سلطان نوه دیگر تیمور عمل می کرد. در خراسان هم شاهرخ به همراهی امرا به کوشندگی سیاسی برخاست تا بر مخالفان برتری جوید. او تمامی توان مالی و نیروی انسانی ولی خود را به کار گرفت تا توانست بر آنهایی که سر از تابعیت وی باز زده بودند، فائق آید. این چندگانگی قدرت همچنان در سرتاسر سلطنت وی باقی ماند و گاهی نظم و سامان حکومت او را دچار آشفتگی کرد. اما در روزگار سلطنت شاهرخ که نزدیک به 43 سال طول کشید، طلیعه دولت تیموری پدیدار گشت و عرصه مساعدی برای بارآوری هنری و فرهنگی شکل گرفت. دوران سلطنت شاهرخ در حقیقت فراوری انواع کوشندگی ها در صحنه علم و ادب و هنر بود
زمینه هنری و فرهنگی
دولتشاه سمرقندی می نویسد
اما چهار هنرمند در پایتخت شاهرخی بوده اند که در ربع مسکون به روزگار خود ظیر نداشته اند: خواجه عبدالقادر مراغی در علم ادوار و موسیقی، یوسف اندکانی در خوانندگی و مطربی و استاد قوام الدین در مهندسی و طراحی و معماری و مولانا خلیل مصور که ثانی مانی بود
خواجه عبدالقادر مراغی همانست که در آغاز در خدمت سلطان احمد جلایر بود و تیمور در حمله به بغداد او را به سمرقند فرستاد. یوسف اندکانی به تعبیر دولتشاه در گویندگی و مطربی در هفت اقلیم نظیر نداشت. لحن داودی خواجه یوسف دل را می خراشید و آهنگ خسروانی او بر جگرهای مجروح نمک می پاشید. و ابراهیم میرزا حاکم شیراز صد هزار 4 دینار نقد فرستاد که خواجه یوسف را میرزا بایسنقر برای او بفرستد ولی بایسنقر نپذیرفت. قوام الدین زین الدین شیرازی هم همانست که بیشتر طرح های معماری دوره تیموری از جمله مسجد گوهر شاد در مشهد از یادگاری های اوست. در خصوص مولانا خلیل مصور بعداً صحبت خواهیم کرد.
شاهرخ در سال 813 هکه مدرسه و خانقاه هرات را بناکرد نفایس کتب مشتمل بر اصول و فروع و محتوی بر معقول و مشروع در صنادیق پرداخته و معد و مهیا ساخته و در آن قرار داد. 5 شاهرخ باز در همان سال باغ سفید و کوشکی را در هرات پی افکند و نقاشان چابک دست در هر خانه ای کارنامه ای پرداخته و بر هر غرفه ای منظره ای چون نگارخانه چین ساختند. او سپس از فتح فارس و عراق و سرکوبی اسکندر سلطان که در شیراز و اصفهان سر از اطاعت او باز زده بود، مولانا معروف بغدادی - خوشنویس معروف - راکه روزی هزار و پانصد بیت در غایت لطافت می نوشت به هرات آورد و او را کاتب خاص خود گردانید و او هموست که در قضیه سوء قصد حروفیان به جان شاهرخ در سال 830ه دست داشته و پس از سمرقندی دستگیری در »چاه حصار اختیار الدین حبس شد. مولانا شریف الدین عبد القهار برادر عبد الرزاق سمرقندی مورخ هم از مشاهیر دربار شاهرخ بود و در انواع علوم و اصناف فنون... ماهر« بود و در لطافت آواز و فن ادوار و حسن خط و مهارت در علم سیاقت و فن انشاء و ... شهرت داشت.
طرفه اینکه بعضی از ناکامی های نظامی شاهرخ به خصوص در غرب ایران، درست در تقابل با درخشندگی هنری دربار وی و شکوفایی فرهنگی ایام او قرار گرفته است. تاریخ دوران او را باید تاریخ هنرها برشمرد و در حقیقت تولیدات هنری با وقایع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در هم تنیده شد و فضایی آکنده از عاطفه و حادثه پدید آورد. شرایط متحول و جهت گیریهای سلطنت شاهرخ انگیزه ای بایسته برای پیشبرد برنامه های هنری این دوره بود. در دوره او شریعت اسلامی و نهادهای آن جای آرمان های صحرا گردی و پیوندهای خانوادگی جغتائیان را گرفت. انتقال پایتخت به هرات که یکی از کانون های دیرپای تمدن اسلامی بود، در جهت گیری جدید سلسله تیموری تأثیری درخور داشت.
تاریخنگاری در دوره شاهرخ از عنایت ویژه او برخوردار شد. خود تیمور در ایام حیات خویش دستور داد تاگزارشهایی درباره بزمها و رزمهای او ترتیب دهند که ظفرنامه شامی یکی از برجسته ترین آنها بود. دومین ظفرنامه را شرف الدین علی یزدی در دربار ابراهیم سلطان فرزند شاهرخ در شیراز با اعانت و رعایت و همراهی جمع کثیری از فضلا و ارباب استعداد نوشت. 11 تواریخ و تذکره هایی که در روزگار شاهرخ نوشته شد بر طبق شرایط زمانه و جهان نگری اسلامی او تدوین و تنظیم و کتاب آرایی شد. شاهرخ با اینکار خود می خواست سلسله تیموری را در استخوان بندی تاریخ جهان اسلام قرار دهد. تحت نظارت او تاریخ طبری، جامع التواریخ رشیدی و مجمع التواریخ حافظ ابروکتابت و تذهیب و تصویر و تجلید شد
بخش مهمی از دستاوردهای هنری و فرهنگی شاهرخ بر اثر پیشرفت های مادی و اقتصادی تیموریان صورت گرفت تیمور در فتوحات خود دو سیاست را دنبال می کرد. او تمامی خزاین و اموال منقول ایران زمین و نیز ارباب هنر و صناعت سایر سرزمین ها را گردآوری و به ماوراء النهر کسیل می داشت و این کار وی شالوده ای محکم و استوار برای برنامه های فرهنگی و سیاسی آینده تیموریان ایجاد کرد. شاهرخ با تکیه بر این بنیه مالی و اقتصادی هرات را بازسازی کرد و در آن برج و باروی جدید در افکند و بازارها و ارک آن را همراه با بناهای مذهبی دیگر همچون مساجد، مدارس، خانقاهها و آرامگاهها و بناهای غیر مذهبی همچون کاخها و باغها و کوشکها بنیان گذاشت. از اینها گذشته از منابع کشاورزی و سیاست تجاری حمایت کرد. ارتباط او با دربارهای خارجی بر حیثیت و اعتبار تیموریان افزود و راههای بازرگانی را با سایر ملل گشود. او با سلاطین عثمانی روابط سیاسی برقرار کرد و بر حجم داد و ستد بازرگانی و تجاری با هند و مصر افزود. در زمان او روابط سیاسی و بازرگانی بین ایران و سلسله مینگ چین دوره جدیدی را آزمود و این خود بر ارتباط هنری دو کشور چین و ایران تأثیر گذاشت. شاهرخ غیاث الدین نقاش را در رأس هیأتی به سفارت چین فرستاد و گزارش غیاث الدین نقاش از این سفر حاوی نظارت ریز و جذاب عبدالرزاق سمرقندی و است. گزارش وی ضمیمه تاریخ حافظ ابرو، مطلع سعدین روضة الصفای میر خواند است. ارتباط با چین گرچه کوتاه مدت بود ولی موج جدیدی از تأثیر نقشمایه های چینی را در هنر دوره تیموری به دنبال داشت
هنر پروران دوره شاهرخ
خط مشی سیاسی، مذهبی و اقتصادی و هنری زمان شاهرخ فضایی را آفرید که در آن حمایت نقش حمایت هنری به شکوفایی بی سابقه ای دست یافت. نخبگان تیموری در این و کدام به ساختن قصور کاخ و باغ و طاق عمده ای داشتند. در این دوره اشراف و اعیان هر تفننی نبود بلکه بخشی از امور رواق مشغول بودند. در این دوره حمایت هنری یک کار می افزود ادبی به اعتبار و حیثیت هر درباری مملکتی برشمرده می شد. کوشندگی های هنری و حکومت می شد. 12 شاهرخ با نصب فرزندانش به و به تبع آن موجب تعالی اعتبار سیاسی آن مرکز پراکنی فرهنگی و ایالات با اینکه استقلال سیاسی آنها را تضمین می نمود ولی به نوعی در زمان او به جای اینکه تمامی هنری و شکوفایی عدم تمرکز هنری هم کمک می کرد. از جمله شیراز سمرقند و غیره فعالیت های هنری در پایتخت متمرکز شود، به ایالات مختلف و تولید نفیس ترین آثار هنری منتقل شد و این مراکز به جلب و جذب هنرمندان و پیشه وران هنری انجامید. برنامه ها و علائق پرداختند و رقابت و هم چشمی آنها با یکدیگر به شکوفایی آنها جملگی معیارهای جدید در هنرهای بصری قلمرو آنها پدید آورد. شاهرخ، گوهر شاد و سلطان )متوفی (5838 در بایسنقر میرزا در هرات، اسکندر سلطان )متوفی 817 ه( و ابراهیم هنر پرورانی بودند که فارس و اصفهان و الغ بیک در سمرقند و محمد جوکی در بلخ از جمله برنامه های هنری تیموریان را در این دوره از پیش بردند
بایسنقر میرزا در هنر خطاطی هنرمندی فحل و زبردست بود و در گشاده دستی شهرتی به رواداشت و به سبب حسن رعایت او به حال اهل فضل و هنر خردمندان فاضل و هنرمندان کامل از اطراف و اکناف عالم روی به درگاه او آوردند بایسنقر در سال 802ه متولد شد.
جمالی داشت با کمال و اقبال و دولت با او یار و در هنرمندی و هنر پروری شهره گشت و خط و شعر در روزگار او رواج کامل یافت. دولتشاه می نویسد:
و هنرمندان را عنایتها کردی و شعرا را دوست داشتی و در تجمل کوشیدی و ندیمان و جلیسان با ظرایف داشتی... و شعر ترکی و فارسی را نیکو گفتی و فهمیدی و به شش قلم خط نوشتی .)) و در جای دیگر از درآمد بایسنقر میرزا صحبت می کند که اموال و اقطاع بایسنقر میرزا به عهد شاهرخ سلطان ششصد تومان کپکی بوده از ولایات استرآباد و جرجان و دهستان و طوس و آبیورد و نسا و خبوشان و سمنان و از عراق و کاشان و از فارس و شبانکاره )) با این عواید بوده که بایسنقر توانسته در گزینش وسایل و در مصرف مواد اصیل را با توسعه و رشد هنری پیوند استعدادهای جدید ولایات تأکید ورزد و شکوفایی اقتصادی را با توسعه و رشد هنری پیوند زند.
عبد الرزاق سمرقندی می نویسد
و مولانا شمس الدین الهروی شاگرد مولانا معروف خطاط بغدادی را به حسن تربیت به آنجا رسانید که بسیار از خطوط خویش به نام قبلة الکتاب یاقوت المستعصمی کرده مبصران جهان به خط یاقوت قبول کردند. کتابخانه ای که بایسنقر میرزا در هرات ترتیب داد پناهگاه هنرمندان و پایگاه پاسداری از سنتهای هنری ایران گردید . عبدالرزاق سمرقندی در صحبت از عنایت و گشاده دستی بایسنقر میرزا به هنرمندان و اینکه مدار هنر پروری خود را بر اصولی دقیق نهاده بود، می نویسد
و آن جناب مجموع فضلا و هنرمندان و پیشه وران را به مواجب انعامات و مواهب عنایات به نوعی خوشوقت داشت که بیش از آن امکان ندارد و امور دیوانی و اسباب جهانبانی در غایت انتظام سرانجام یافت.
خواند میر هم می نویسد
در تربیت و رعایت تمامی آن طائفه گرامی )فضلا و مصوران و وفور انعام و احسان مسرور و شادمان می ساخت و هر کس از خوشنویسان 18 پرداخت.« به همگی همت به چالش می نقاشان و مجلدان در کار خویش ترقی میکرد اثر شرب مدام و افتادن از اسب بایسنقر میرزا روز شنبه هفتم جمادی الاولی سال 837 بر اثر شرب مدام و افتادن از اسب دار فانی را وداع گفت و عمر او سی و پنج سال بود یا به قول عبدالرزاق »سی و هفت سال و چهار ماه«. 19 از نقاشان درگاه او مولانا سیف الدین نقاش که واحدی تخلص می کرد مرثیه ای در حق او سرود و در یکی از ابیات آن آورد
خط خاک کرد بر سر و کاغذ به باد رفت
جدول به خون نشست و سیه شد رخ قلم
شاهرخ پس از مرگ بایسنقر میرزا ( مناصب او را به میرزا علاء الدوله (فرزند بایسنقر) تفویض نمود )
ظاهراً توانایی های فرهنگی هر شاهزاده ای در پیشرفت فضای فرهنگی دربارهای تیموریان اهمیتی به سزا داشت. با اینکه زبان فارسی زبان محاوره برخی امیران و درباریان تیموری نبود، ولی موج فارسی گرایی به خصوص سنت ادبی زبان فارسی، جریان مهمی در کوشندگی های ادبی و هنری دربارها بوده است. شعر فارسی در دربارهای هرات، سمرقند و شیراز همواره به بحث گرفته می شد. دولتشاه می نویسد
و امیرزاده بایسنقر خمسه امیر خسرو را بر خمسه شیخ نظامی تفضیل دادی و خاقان مغفور الغ بیک گورکان قبول نکردی و معتقد شیخ نظامی بودی و مابین این دو شاهزاده فاضل بکرات جهت این دعوی تعصب دست داد. بیت بیت خمسین را با هم مقابل کرده اند.
این علاقه و اشتیاق شاهزادگان به شعر و شاعری سبب تولید و پدیداری گلچین های متعدد از این آثار گردید و در حقیقت کتاب عنصری لاینفک در کانون های فرهنگی تیموریان شد. با توجه به علاقه آنها به ادبیات فارسی تولید نسخه های باشکوه از متون ادبی فارسی در صدر برنامه های آنها قرار گرفت و کتاب آرایی عالی ترین بیان سلیقه هنری شان شد و کتابهایشان را آذین بست
کارکرد دو سویه کتابخانه علم و هنر
گویند که چهل کاتب خوشنویس در کتابخانه او بایسنقر میرزا به کتابت مشغول بودندی و مولانا جعفر تبریزی سرآمد کتاب بوده.
بایسنقر را باید یکی از کتاب دوستان عالم به شمار آورد که با همت او و پدرش شاهرخ کتابخانه سلطنتی هرات شکل گرفت و این سنت بعدها ادامه پیدا کرد. پیشتر اشاره کردیم که یکی از سیاستهای تیمور کو چاندن ارباب هنر و پیشه و صناعت شهرهای مختلف ایران به سمرقند بود. گرچه در منابع از تاراج کتابخانه های سلطنتی مناطق مختلف به دست تیمور صحبتی نشده ولی کوچاندن این هنرمندان به سمرقند طبعاً با کلیه لوازم و وسایل تذهیب، تصویر و کتابت و غیره بوده است. آوردن خواجه عبدالحی که در بغداد در کتابخانه سلطنتی سلطان احمد جلایر به کار تصویر کتب اشتغال داشته به سمرقند و سپردن کارها به او می رساند که در زمره غنایم جنگی تیمور کتابهای نفیس و گرانبها هم بوده است چنانچه نظیره سازی های دوره شاهرخ بر جامع التواریخ رشیدی و یا نظیره سازی بایسنقر میرزا بر گلچین سلطان احمد جلایر می تواند حاکی از این امر باشد که بخشی از کتابخانه های تبریز و بغداد به سمرقند منتقل شده است و بعدها تصویر پردازی آنها محل اقتباس و تقلید حامیان هنر دوره
تیموری قرار گرفته است. دوست محمد گواشانی می نویسد که بایسنقر میرزا، استاد سیدی احمد نقاش و خواجه على مصور و استاد قوام الدین مجلد تبریزی را از تبریز آورده و در هرات مستقر کرد و از آنها خواست تا جنگی مثل جنگ سلطان احمد جلایر با همان قطع و مواضع تصویر، برای او ترتیب دهند و کتابت آن را نیز بر عهده مولانا فرید الدین جعفر نهاد. 24 ساخت جلد این جنگ را هم قوام الدین تبریزی تقبل کرد و تصویر سازی آن هم بر عهده میر خلیل مصو ر گذاشته شد و می نویسد
(( امیر خلیل در آن وقت بی بدل زمانه و در طریق خود وحید و یگانه بود و او را پادشاه مشارالیه تربیت کلی نموده بود و روز به روز در مراسم رعایتش می افزود چنانچه موجب حسد ارباب جاه و جلال شد. ((
و سپس داستانی را تعریف می کند که حاکی از نزدیکی و معاشرت میر خلیل مصور با شاهرخ بوده است. این جنگ ظاهراً پس از درگذشت بایسنقر توسط پسر او علاء الدوله میرزا و با تصویر پردازی غیاث الدین پیر احمد زرکوب تبریزی به اتمام رسید و تصاویر وی حتی محل ستایش امیر خلیل هم قرار گرفته است.
عرضه داشتی از جعفر بایسنقری در دست است که از کارکرد کتابخانه سلطنتی هرات صحبت می دارد و می رساند که این کتابخانه همچون بیت الکتب رشیدی در تبریز کار کردی دو سویه داشته است: بخشی که در آن کتاب نگهداری می شد و خدمات مربوط به کتاب و کتابداری در آن صورت می گرفت و بخشی که در آنجا کتابت انجام می گرفت و شماری از هنرمندان در آن کار می کردند یعنی جایی که بعدها به نقاشخانه سلطنتی تبدیل شد. این عرضه داشت به خط و انشا جعفر بن علی تبریزی بایسنقری رئیس کتابخانه سلطنتی بایسنقر است و در آن گزارش کار هنرمندان ثبت شده است که هر یک به حرفه ای و فنی مشغول بوده اند و سند مزبور حال در مرقع فاتح موزه تو پقاپی سرای محفوظ است. این سند از نخستین اسناد درباره عملکرد کتابخانه سلطنتی است که از بیست و دو طرح در حال اجرا صحبت کرده و از بیست و سه تن هنرمند نقاش مذهب، خطاط، مجلد جدول کش و صندوقچه ساز و غیره یاد نموده است.
این سند، با اینکه تاریخ ندارد ولی از نام و نشان هنرمندان پیداست که مربوط به کتابخانه با یسنقر است. در این عرضه داشت آمده که کتبخانه که جهت نقاشان بنیاد نهاده تکمیل یافته و نقاشان و کاتبان نزول کرده. ..28 از این عبارت پیداست که عمارت ویژه ای از برای کارکنان کتابخانه بنا شده و نقاشان در آنجا مشغول کار شده اند. این کتابخانه به احتمال زیاد در باغ سپید در شمال شرق هرات بوده است. 29 از این عرضه داشت« بر می آید که کتابخانه نقش مهمی در طراحی برای انواع دیگر هنرها داشته است. در این سند از صدف تراشی، سنگ تراشی، صندل بافی، کاشی تراشی وکلا امور مربوط به معماری و بنایی تزیینی سخن به میان آمده است و می رساند که تمامی این امور زیر نظر رئیس کتابخانه سلطنتی بوده است. 30 باز از این سند می توان نتیجه گرفت که کتابخانه سلطنتی در تهیه طراحی های گوناگون برای رسانه های مختلف هنری از سفالگری و فلز کاری تا نساجی و معماری تزیینی و قالی بافی و غیره فعال بوده است و این امر سبب تکرار نقشمایه ها و تنظیم و تدوین و یکدستی و هماهنگی آنها می شده است
شاید اطلاعات صادقی بیک افشار در قانون الصور که خود در روزگار صفویان کتابدار بوده با فعالیت های هنرمندان کتابخانه سلطنتی هرات همخوانی داشته باشد. طبق اطلاعات صادقی بیک نقاشی به هفت قلم تقسیم می شده اسلامی ختایی نقوش گیاهی چینی)، ابر ، واق )درختان حاوی سر انسان( نیلوفر فرنگی نقوش اروپایی( بند رومی نقوش در هم بافته A و گره آناتولی(. 31 قاضی احمد قمی از این تقسیم بندی با اندک تفاوتی نام می برد
از کتابخانه های دیگر عهد شاهرخی دو کتابخانه دیگر هم شهرتی بایسته داشت یکی کتابخانه ابراهیم میرزا در شیراز و دیگری کتابخانه الغ بیک در سمرقند الغ بیک که از ریاضی و نجوم و علوم و فنون نصیبی داشت در صدد برآمد تا در سمرقند رصد خانه ای بنیان نهد. از اینر و از مولانا صلاح الدین موسی قاضی زاده رومی مولانا علاء الدین على قوشچی، مولانا غیاث الدین جمشید کاشانی و مولانا معین الدین انجمنی ساخت و پس از شور و مشورت در شمال سمرقند طرح رصد خانه را در افکندند. 33 بر این رصد خانه مدرسه ای رفیع ساختند و خانقاهی منیع برافراختند و بسیاری از مزارع و قرا و مستغلات و فواید آنها را وقف آنها کردند. از34 قراین پیداست که در این رصد خانه همچون رصد خانه مراغه کتابخانه ای ترتیب داده بوده اند و دانشمندان برای استخراج زیج جدید ایلخانی از کتب علمی و فنی آن بهره ها می جسته اند. هنگامی که الغ بیک پس از مرگ شاهرخ لشکر به هرات کشید و آنجا را از دست علاء الدوله میرزا در آورد »مولانا شهاب الدین عبدالله و مولانا ظهیر الدین اظهر و سایر اهل کتابخانه را در ظل رأفت گورکانی به سمرقند برد و روی ترتیب کلی به جانب ایشان آورده مصاحب خود نمود و امر کتابت تاریخ زمان فضیلت نشان خود را به ایشان فرمود و یوماً و فیوماً بل ساعة فساعه در باره ایشان الطاف می نمود و مراسم اشفاق و اعطاف می افزود. 35 با اینکه از این عبارت پیداست که در کتابخانه الغ بیک نیز وسایل و ابزار و تدارکات کافی برای تحریر و تصویر و غیره بوده اما از تولیدات کتابخانه او چیزی بر جای نمانده تا در باره کیفیت و قابلیت کتابخانه او داوری شود
نتایج
از مطالب و اطلاعات آمده در صفحات پیشین می توان به نتایج زیر دست یافت.
سنت گذار اصلی فعالیت های هنری و فرهنگی دوره شاهرخ را باید خود تیمور دانست. او با گردآوری هنرمندان و پیشه وران مناطق مختلف و اعزام آنها به سمرقند و گردآوری اموال و اسباب و بنیادهای مالی و انباشت آنها در سمرقند و ماوراء النهر، نیروی انسانی و بنیه مالی این کوشندگی های هنری و فرهنگی را فراهم آورد و در کانون امپراتوری خود حالت خود انگیختگی کاملی را پدیدار ساخت که در زمان بازماندگان او بلافاصله شکوفا شد. او در حقیقت با گردآوری دستاوردهای مکاتب پیشین هنری تبریز، شیراز، بغداد( ترکیب و تألیفی جدید در ماوراء النهر به وجود آورد که پس از او منجر به کوشندگی های هنری و فرهنگی و شکل گیری مکتب هرات دوره پیشین و دوره مترقی آن گردید
کانون هنر پروری و هنروری دوره شاهرخ کتابخانه سلطنتی بوده است. این کتابخانه کارکردی دو سویه داشت هم به امر کتابداری و خدمات کتاب عطف توجه میکرد و هم تولید کتاب را که همراه با هنرهای کتاب آرایی تحریر تذهیب تصویر تشعیر و تجلید بوده وجهه همت خود قرار می داد
هنر پروران و حامیان هنر دوره شاهرخ برای حمایت از دستاوردهای هنری و فرهنگی بخشی از املاک و مستغلات خود را به صورت موقوفه در می آوردند و از عواید آنها در راه بسط و گسترش اهداف هنری - فرهنگی خود بهره می گرفتند. توزیع سیورغال در بین شاهزادگان تیموری و حمایت از تجارت و بازرگانی بنیه مالی هنر پروران را غنی می ساخت و اسباب حمایت از هنرها را فراهم می کرد
رئیس کتابخانه سلطنتی علاوه بر نظارت بر کارگاه هنری کتابخانه هنرهای دیگری چون حجاری، کاشی تراشی صدف تراشی، حکاکی و کاغذ سازی و مرمت آثار مکتوب و غیره را هم تحت نظارت داشت. طراحان کارگاه هنری طرح هایی را برای رسانه های دیگر هنری همچون سفالگری فلز کاری و قالی بافی و غیره تدارک می دیدند. از این رو در آثار هنری مختلف این دوره نوعی یکپارچگی و هماهنگی نقشمایه ها حاکم است
شاهرخ با سیاست مرکز پراکنی هنری از تمرکز هنرها در پایتخت جلوگیری کرد. از اینر و هنر پروری و هنروری در مرکز ایالات نیز نضج گرفت و نتیجه آن ترقی و تعالی مکتب شیراز در دوره اسکندر سلطان و ابراهیم سلطان و مکتب پیشین هرات در زمان بایسنقر میرزا و کانون علمی هنری سمرقند در روزگار الغ بیک بوده است. شاهنامه بایسنقری و شاهنامه محمد جوکی گلچین های اشعار مکتب شیراز کتاب آرایی کتب تاریخی و غیره حاصل این کوشندگی های هنری بوده است
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما