برآمدن دولت سامانیان از مرزداری ایرانی – اسلامی

برآمدن دولت سامانیان از مرزداری ایرانی – اسلامی

خاستگاه جغرافیایی سامانیان ماوراء النهر و به تعبیری خراسان بزرگ بوده است.

1405/04/30

دکتر عبد الرسول خیراندیش

چکیده

خاستگاه جغرافیایی سامانیان ماوراء النهر و به تعبیری خراسان بزرگ بوده است. این منطقه در عصر ساسانی تحت فرمان پاذگوسپان شرق محسوب می شد و از مرزهای مهم به شمار می آمد. پس از سقوط ساسانیان و حاکمیت یافتن اعراب مسلمان خراسان بزرگ همچنان مرزی مهم، گسترده و پرخطر بود که با صرف نیروی فراوان و هزینه گزاف از آن نگهداری می شد. از کوهستانهای افغانستان تا مرزهای بود. زمانی امیران هند و نیز مرزهای ماوراء النهر و خوارزم حملات اقوام مهاجم و کافر مدام در جریان عرب، زمانی اشراف ایرانی و گاهی حضور مستقیم خلفایی چون هارون و مأمون به نگهداری این ثغر پراهمیت اهتمام ورزیده اند. اما با سستی گرفتن دولت خلافت کم کم اشرافیت کهن و مرزدار ایرانی در ثغور خراسان قدرت را به طور کامل در دست گرفتند و به دنبال آن به تشکیل حکومت خاص خویش نیز توفیق یافتند. در شرایط جدید انطباق مرزبانی با امارت اسلامی موجب تجدید حیات آنان شده بود. ایران را به وجود لذا هم سابقه مرزبانی ساسانی و هم پیوند با امارت اسلامی دولت های جدید شرق آورد که از جمله آنها دولت سامانیان بود

کلید واژه سامانیان. ماوراء النهر، خراسان، ایران مرزها

پایگاه اجتماعی و سیاسی سامانیان در جهان ایرانی مرزبانی بوده است. نیای آنان بهرام چوبین از رهبران مهم طبقه اسواران و از مرزداران عصر ساسانی به شمار می آمد. در سلسله مراتب نظامی ساسانیان مقام ارگبدی همان مرتبه مرزداری قلمداد می شد. اردشیر بابکان بنیانگذار دولت ساسانی آن هنگام که حکومت دارا بگرد را بر عهده داشت دارای مقام در درجات ارگبدی بود. طبقه نظامی ایران باستان که همان اسواران یا سواران نژاده بودند یا ارتشتاران سالار بوده مختلفی ایفای وظیفه می کرده اند که بالاترین مرتبه آن ایران سپاهبد است.

 از آنجا که همین سواران نژاده از طبقه ممتازه و از خاندانهای بزرگ موسوم به واسپوهران بودند منزلت اجتماعی خاصی داشتند که نظام ساسانی با تمام توان برای حفظ حرمت و حریم آن تلاش می کرد. و اسپوهران که خاندانهای قدیمی صاحب قدرت جامعه ایرانی بودند از جمله حقوق اساسی آنها حق مالکیت زمین بود و این علاوه بر آنکه بدانها موقعیت اقتصادی خاصی می بخشید، آنان را از منزلت اجتماعی بی نظیری نیز برخوردار می ساخت ترکیب شرایط نظامی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی این گروه شکل گیری طبقه حاکمه جامعه ایرانی را موجب میشد که در رأس آن شاه قرار داشت و پس از او شهرداران - به معنای کنونی استانداران - و سپس مرزبانان و سرانجام دهقانان قرار داشتند. در فرهنگ ایران باستان حقوق پادشاه در مقام فرمانروائیش را مربوط به فره یعنی عنایت آسمانی نسبت می دادند. این فره راگاه خورنه به معنای شکوه و قدرت نیز می دانستند که خوره به معنای شهر از آن آمده است. فرای این نکته را چنین بازگو میکند: »فرمانروا به دیده فرودستان دارای خاصیت ویژه ای بود که به فارسی جدید فرن یا فرو به فارسی میانه فره و به اوستایی خورنه گفته دارای مفهوم پیروزی می شد. این لفظ اصلا به معنای نیروی زندگی و کوشش یا شکوه است و سپس شاهزادگان برگزیده می شدند و بخت و به ویژه بخت شاهی است اگر از شهرداران که از میان کسی به شاهی می رسید واجد نیروی فره دانسته می شد. اما مرزبانان از روزگار قبل از ساسانیان بیذخش )بدخش( نامیده می شدند که در عربی به صورت فتش آمده است. بدخش ها که همان نگهبان مرزها بودند از خاندانهای بزرگ و نژاده به شمار می آمدند و میزان قدرت یا قلمرو آنها با توجه به تشکیلات اداری و نظامی دوره ساسانیان متفاوت بوده است، زمانی مرزبان فقط وظیفه نظامی داشت مانند چهار پاد گوسپان دوره انوشیروان و زمانی مقام حاکم ولایت را داشت مانند جامعه ساسانی مقارن با سقوط آن اینگونه خاندانهای حاکم یا مرزدار در شرایطی که پادشاهی ساسانی و شهرداران آن از بین رفته بودند دارای قدرت ملکی و نظامی قابل توجهی شدند و گاه دهقانان بعضی نواحی صاحب مقام مرزبانی گشتند.

آنان که دارای القابی چون کنارنگ پاز گوسبان اخشید و افشین بوده اند پس از سقوط دولت ساسانی مهمترین و تنها نیرویی بودند که در برابر اعراب مسلمان ایستادگی می کردند. در منابعی که اخبار فتوح را نقل کرده اند مکرراً از مرزبانانی نام برده شده که با مهاجمان جنگیده اند و اغلب نیز سرانجام حاضر به صلح شده اند. این مرزبانان هم فرمانده نظامی و مدافع مرزهای قلمرو خویش بوده اند و هم حاکم و یا مالک ولایت محسوب می گشتند. از آنجا که پس از فتوحات اولیه مسلمانان که با سرعتی حیرت انگیز صورت گرفت، در نواحی شرقی و شمالی ایران مقاومت دیرپایی به وسیله مرزبانان صورت گرفت لذا بر اساس منابع تاریخی فرمانروایانی را که یا نام و یا عنوان مرزبان داشته اند در همین نواحی می بینیم. بهرام چوبین سردار ساسانی خود مدتها مرزبان نواحی شمال غربی ایران و یا مأمور لشکر کشی به مرزهای ترکستان بوده است. دیلمیان در دوره ساسانی مرزدار بعضی نواحی کشور بوده اند و در ایران بعد از اسلام خاندانهای بزرگ و حکومتگر خود را منتسب به خانواده ساسانی یا یکی از بزرگان آن دولت می کردند. افشین بابک مازیار، طاهریان، صفاریان و سرانجام سامانیان همگی چنین ادعایی داشتند. 

آنان بر این اساس برای خود حقی از حکومت قائل بودند و این مقدم بر هر گونه حکم و یا تأییدی بود که خلیفه عباسی بر ایشان صادر میکرد. این داعیه اساساً ریشه در فرهنگ ایران ساسانی و سنن ملی ایرانیان مبنی بر اصالت و قدمت خاندان، حقوق ملکی و دارا بودن مقام و قدرت نظامی داشت. فاتحان متأخر عرب نیز با پذیرفتن مقام و موقعیتشان به شرط تسلیم و همراهی آنان را می پذیرفتند. بسیاری از این مرزبانان نیز با قبول اسلام و مصالحه با فاتحان مقام و ملک خویش را حفظ کردند. شواهد این تحول در متون تاریخی تا آن اندازه فراوان است که احتیاج به ارائه مدارک نیست

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.