خواجه عطا و آلبوکرک

خواجه عطا و آلبوکرک

نخستین روزهای ورود پرتغالی ها به خلیج فارس و کیفیت رویدادهای آن از اهمیت بسیاری در تاریخ ایران برخوردار است. آلبوکرک فرمانده ناوگان پرتغالی و خواجه عطاء وزیر پادشاه هرموز دو تن از شخصیت های اصلی رویدادهای این دوره محسوب می شوند

1405/03/27

دکتر محمد باقر وثوقی

نخستین روزهای ورود پرتغالی ها به خلیج فارس و کیفیت رویدادهای آن از اهمیت بسیاری در تاریخ ایران برخوردار است. آلبوکرک فرمانده ناوگان پرتغالی و خواجه عطاء وزیر پادشاه هرموز دو تن از شخصیت های اصلی رویدادهای این دوره محسوب می شوند. موضوع این مقاله بررسی نحوه عملکرد این دو شخصیت و ارزیابی کلی از برخوردهای اولیه آنان است و در صدد است تا با تکیه بر اسناد دست اول این موضوع را به صورت جزئی مورد بررسی قرار داده و تأثیر آن را بر روند تحولات بعدی نشان دهد

کلید واژه هرموز خواجه عطا، آلبوکرک، فرانسیسکو آلمیدا، پرتغال

هنگامی که آلبو کرک سرمست از پیروزی های درخشان خود در سواحل عمان به سمت هرموز حرکت میکرد، این جزیره مشهور، دوره ای نسبتاً طولانی از کشمکش های داخلی را پشت سر می گذاشت و پادشاه خردسال آن، تحت قیمومیت و نظارت یکی از سیاستمداران باهوش و قدرتمند ب به نام خواجه عطا قرار داشت. در سال 911 هـ / 1505م در روزهایی که پرتغالی ها وارد قلمرو هر موز می شدند، پادشاه به تازگی از دردسر بزرگ رقابت های خانوادگی نجات یافته بود و هنوز چندی از لشکر کشی گسترده امیر لار به سواحل نمی گذشت. در این درگیری ها و کشمکش ها، خواجه عطا که از مشاورین نزدیک پادشاه محسوب می شد نقش اصلی و تعیین کننده ای را ایفا کرد و با قدرت در مقابل توطئه های داخلی و تهاجم همسایگان ایستادگی نمود، نیمدهی او را با عنوان رستم میدان مبارزه ستوده و روایت پیروزی او را بر ابوبکر لاری فرمانده نیروهای لارستان نقل کرده است.

خواجه عطا از غلامان بنگالی دربار توران شاه دوم امیر هرموز بود که بعدها به دلیل شایستگی و لیاقت فراوان محرم و مشاور او شد سلغر شاه جانشین توران شاه او را به سمت حاکم قلهات منصوب کرد.

پس از کشته شدن توران شاه و مداخله امیر لار در امور هر موز، این خواجه عطا بود که با دخالت سریع و به موقع خود ابتدا یکی از شاهزادگان نابینا که مادرش دختر امیر لار بود را به تخت نشانید و موجبات رضایت همسایه قدرتمند خود را فراهم آورد و پس از مدتی که آرامش لازم به دربار برگشت با صف آرایی در مقابل امیر لار و شکست سپاهیان مهاجم و تسلط بر اوضاع، سیف الدین ابانصر را که بین ده تا دوازده سال سن داشت به عنوان پادشاه هرموز به تخت نشاند، و خود عملاً زمام امور را به دست گرفت این ایام مصادف با ورود پرتغالی ها به اقیانوس هند بود، بر طبق منابع پرتغالی او حاکم واقعی هرموز در این زمان بوده است. وی تمامی اهرمهای قدرت را به دست گرفت و با نفوذی که در بین تجار داشت قادر بود با صرف مقادیری پول، مردم دو ناحیه ساحلی را بسیج کند و خزانه دولت نیز در کنترل او قرار داشت. قدرت بی چون و چرای او حسادت دیگر قدرتمندان هرموز را برانگیخت و شکاف عمیقی را در رده های بالای حکومتی به وجود آورد بزرگ ترین رقیب او رئیس خانواده قدرتمند فالیها بود که سمت وزارت داشت و نام او رئیس نورالدین فالی بود، دو تن از فرزندان او به نام های رئیس دیلمی شاه و رئیس شرف الدین که در توطئه قتل پادشاه جوان شرکت داشتند از ترس انتقام به سواحل ایران و قلمرو شاه اسماعیل فرار کردند. تضاد بین این دو وزیر قدرتمند بعدها در پیروزی پرتغالی ها مؤثر واقع شد و مهاجمین حداکثر استفاده از این اختلافات را بردند

کار اصلی و بزرگ خواجه عطا مقابله با جاه طلبی های پرتغالی ها بود. درگیری بین هرموز و پرتغال با روی کار آمدن خواجه عطا آغاز شد، در سال 909 هـ/ 1504م یک فروند کشتی هر موزی که برای تجارت به سواحل هندوستان نزدیک شده بود، مورد حمله ناوگان پرتغال قرار گرفت و غارت شد و باز هم در سال 911 1505/5م کشتی های ماهیگیری و تجاری هرموز مورد تهاجم قرار گرفتند و بعضی از آنان که حامل اسب بودند توسط ناوگان پرتغال مصادره شدند.

در همین دوره فرانسیسکو آلمیدا de Francisco) (Almeida به نیابت سلطنت هندوستان منصوب شد و از جانب پادشاه مأموریت یافت که یک شبکه بازرگانی پیوسته و مستحکم در اقیانوس هند و نواحی مجاور آن به وجود آورد. 11 او همچنین اختیار لازم برای عقد قرارداد با حکومت های محلی را به دست آورد. او در جهت جلب نظر تجار و حکومت های محلی هیچ توفیقی حاصل نکرد و با اعزام فرزند خود در سال 912ه / 1507م به خلیج فارس زمینه اولین درگیری گسترده را با هرموز به وجود آورد. پیش از آن آلمیدا چندین بار کوشید تا نظر سیاستمداران هر موز را برای همکاری با خود جلب نماید که در تمامی موارد درخواستهای او بی جواب ماند. بار اول از طریق یک بازرگان مسلمان و دومین بار به وسیله یکی از تجار هندی و پیام سوم به وسیله فردی به نام ناخدا قیصر و چهارمین بار راهنمایی هر موزی حامل پیام های کتبی نائب السلطنه هند به خواجه عطا و امیر سیف الدین ابانصر بودند، به هیچکدام از نامه ها پاسخی داده نشد و سیاست صبر و انتظار به عنوان سرلوحه عمل خواجه عطا قرار گرفت. در آغاز سال 912 1507م ناوگان اعزامی به خلیج فارس هفت فروند کشتی هر موزی که حامل اسب به سمت هندوستان بودند را غارت کردند و به آتش کشیدند پس از آن نیز دو کشتی دیگر در سواحل هند مورد حمله قرار گرفت و مصادره شد.

در چنین وضعیتی صلح و دوستی بین هرموز و پرتغال مفهومی نداشت و نیروهای نظامی آماده رویارویی و درگیری می شدند، این ایام مصادف با ورود آلبوکرک به سواحل شرقی آفریقا بود، وضعیت بحرانی ناوگان دریایی اعزامی به گونه ای بود که آلبوکرک را ناگزیر کرد تا برای تهیه تدارکات به سمت تنگه هرموز تغییر مسیر دهد. مقصد اصلی این ناوگان سواحل هندوستان بود. آلبوکرک در گزارش خود این شرائط را توضیح داده است: وقتی خودم را در این همه مشکلات دیدم، امواج خروشان دریا، فقدان آذوقه و تدارکات و صد و بیست ملوان بیمار که چیزی برای تغذیه نداشتند مجبور شدم برای نجات گروه تغییر عقیده دهم و راه کامبای را واگذاشته برای تهیه تدارکات به تنگه هرموز بروم.

به این ترتیب آلبوکرک مسیر خود را به سمت خلیج فارس تغییر داد و با قساوت و خشونت تمام کلیه بنادر و شهرهای ساحلی عمان را تسخیر و بسیاری از آنها را به آتش کشید و پس از تصرف خورفکان و تهیه آب و آذوقه کافی با عجله به سمت جزیره هر موز حرکت کرد. مردم هرموز که از یورش مهاجمین اطلاع یافته بودند در بیم و هراس به سر می بردند، خواجه عطا بنا به رسم معمول تمام کشتی هایی که در ساحل جرون لنگر انداخته بودند را توقیف نمود تا مانع از حمل و نقل سربازان توسط مهاجمین شود. او تیراندازان لاری و جلفاری را در خط ساحلی مستقر ساخت دو دویست تا سیصد کشتی بادبانی در لنگرگاه جزیره حصاری را علیه آتش ناوگان پرتغال به وجود آوردند و جنگجویان و توپخانه در پشت سر ایشان مستقر شدند، نیروهای کمکی از اطراف به هرموز می رسید، مورخین پرتغالی تعداد سربازان را سی هزار نفر و تیراندازان را چهار هزار نفر دانسته اند. تعداد کشتی ها تا چهارصد فروند ذکر شده است

بعد از قطعی شدن نبرد، خواجه عطا فرماندهی ناوگان هر موز را بر عهده گرفت. کاستانهدا می نویسد که سربازان خراسانی وزیر را در حلقه محافظت خود گرفته بودند. توپخانه ناوگان پرتغالی آتش بی دریغ خود را بر کشتی های بی دفاع هر موز فرو ریخت و پس از نبردی سهمگین بخش بزرگی از ناوگان تحت فرماندهی خواجه عطا منهدم گردید و اجساد صدها ملوان و سرباز در شلیک مداوم توپ ها پاره پاره شد و به دریا ریخت.

شکست هرموز قطعی بود و پرتغالی ها یکبار دیگر به فتح توپخانه ای نایل شدند، و توانستند با استفاده از تجهیزات جدید خود ناوگان سنتی شرقی ها را به شکست و ادار کنند، خواجه عطاء ناگزیر تسلیم شد و هرموز، طعم تلخ حضور بیگانگان را چشید. پیروزی دشمن بهانه بسیار خوبی برای رقبای خواجه عطا بود تا از این طریق او را از صحنه سیاسی حذف نمایند، خواجه عطا شکست خود را به گردن تجار و عدم حمایت کامل آنان انداخت و تلاش نمود تا از رقابت بین آلبوکرک و یکی از فرماندهان ارشـد بـه نـام امانوئل حداکثر استفاده را ببرد به همین منظور در جلسه ای که با حضور رئیس نورالدین فالی و آلبوکرک و امانوئل تشکیل شد، طرفهای هرموز اقتدار کامل امانوئل را به رسمیت شناختند و به طور ضمنی نارضایتی خود را از آلبوکرک اعلام نمودند.

از طرفی خواجه عطا با تشکیل جلسه ای با حضور کلیه صاحب منصبان دربار، موضوع قرارداد را به بحث گذاشته و مخالفت خود را با واگذاری هر نوع امتیاز تجاری اعلام کرد، هر چند رئیس نورالدین به طور جداگانه با آلبوکرک در خصوص مواد قرارداد مذاکره کرده بود که این امر نشان از رقابت آشکار بین جناحهای قدرت در هر موز بود. فشار جناحهای رقیب باعث شد تا خواجه عطا از نظرات خود عدول کند و ناگزیر به پذیرش قرار داد شود، معاهده در سوم جمادی الثانی سال 913 هجری مطابق با ده اکتبر 1507 میلادی به امضای خواجه عطا و رئیس نورالدین از یک طرف و آلبوکرک از طرف دیگر رسید، به موجب این قرار داد

1 پادشاه هر موز تابعیت پادشاه پرتغال را پذیرفت.

2- پادشاه هرموز متقبل شد که پنج هزار اشرفی به عنوان غرامت جنگی و سالانه پانزده

هزار اشرفی خراج پرداخت کند.

3- کالاهای بازرگانی پرتغال از پرداخت کلیه عوارض و حقوق گمرکی معاف باشند.

4-کالاهایی که پرتغالی ها در هر موز و بنا در آن می خرند مشمول پرداخت همان عوارض

و حقوقی می شد که در وضع مشابه به اهالی و تبعه هرموز تعلق می گرفت.

5-  هیچ یک از کشتی های بومی بدون اجازه مقامات پرتغال حق تجارت نداشتند.

6- مال التجاره هایی که از هر موز به مقصد نقاط دیگر صادر میشد مشمول پرداخت عوارض می گردید

7- پادشاه هر موز قبول کرد که خانه و جایی برای سکونت مأموران پرتغالی و محل مناسبی برای تأسیس یک تجارتخانه واگذار کند

تعهدات پادشاه پرتغال به شرح زیر بود

1-  ابو المظفر سیف الدین ابا نصر پادشاه هرموز و خواجه عطا در مقام نیابت سلطنت و رئیس نورالدین حافظ شخص شاه خواهند بود

2- دفاع از هر موز در مقابل دشمنان

3- کمک به پادشاه هرموز با دادن پول و فرستان کشتی و سپاه.

4- آزادی کشتیرانی برای کلیه کشتی های خارجی در قلمرو هر موز که از رأس الحد آغاز می شود.

از شواهد امر بر می آید که خواجه عطا حداقل در مورد به دست آوردن آزادی کامل حق کشتیرانی و میزان پرداخت خراج چندان با مواد عهدنامه موافق نبوده است، اما فشار رقبا و همچنین امید به وجود آمدن موقعیت های جدید و اندیشه ایجاد شکاف بین نیروهای مهاجم او را واداشت که مواد قرارداد را بپذیرد. خواجه عطا با اتخاذ سیاست صبر و انتظار مترصد به وجود آمدن شرایط مناسب برای خالی کردن شانه از مواد قرارداد بود، آلبوکرک تقاضای واگذاری زمین مناسب برای احداث در نمود و خواجه عطا از پذیرفتن صریح این پیشنهاد سر باز زد و با دست به دست کردن منتظر به وجود آمدن فرصتی مناسب بود، او به شدت با احداث قلعه در جایی که مشرف بر قصر باشد مخالفت می کرد، مخصوصاً که در صورت بالاتر بودن ارتفاع در امکان دیدن داخل قصر نیز بود؛ آلبوکرک به زودی متوجه نیات خواجه عطا شد و با فشار سیاسی امتیاز ساختن در در جزیره هرموز و قشم را به دست آورد و عملیات ساختمانی آن را آغاز نمود. قلعه ای که در هر موز ساخته شد نوساسین هورا ویکتوریا da hora Nossasen) (victoria نامیده شد خواجه عطا با رخنه در نیروهای پرتغالی برای اولین بار از اختلاف نظر بین فرماندهان ناوگان با آلبو کرک مطلع دشد. یکی از فرماندهان به نام مانوئل تلس Mannel) (Teles علناً علیه جنگی که درد سر آن بیشتر از منفعت آن بوده است اعتراض نمود. حال که پرچم پرتغال بر فراز جزیره به اهتزاز در آمده است، کاپیتانها از این ناراحت بودند که چرا این پیروزی آنان را ثروتمند نکرده است، از طرفی ساختن دژ که حداقل به مدت شش ماه به طول می انجامید باعث طولانی شدن اقامت ناوگان در خلیج فارس میشد و همین امر نارضایتی همراهان آلبوکرک را فراهم آورد

خواجه عطا با استفاده از این اوضاع، به اختلاف بین ناخدایان اینکه پادشاه پراکندن اخباری از قبیل اینکه آلبوکرک نمی خواهد سهم افراد خود را بدهد و یا را از بدرفتاری آلبوکرک آگاه هر موز سفیری از راه زمین به پرتغال اعزام کرده تا پادشاه و به وجود آوردن سازد، 30و همچنین شایعه ورود نیروهای کمکی مسلمان به اطراف جزیره در در ساحل هرموز، اضطراب بیشتری را صحنه ساختگی حضور نمایندگان شاه اسماعیل برای جلب رضایت فرماندهان و تقاضای نیروهای پرتغالی به وجود آورد. تلاش آلبوکرک و در فاصله دو هفته ای که بین امضای قرارداد پوشیده گذاشتن اختلافات به نتیجه ای نرسید. کرده و کشتیهایش را قیر آغاز عملیات احداث در گذشت، آلبوکرک از فرصت استفاده اندود ساخت و آنها را یکی یکی به طرف ساحل هرموز کشاند، او از بیم حمله ناوگان ممالیک مصر و یا نیروهای کمکی مسلمانان دست به چنین اقداماتی زد.

در روز هفدهم اکتبر یکی از افسران پرتغالی طی نامه ای از آلبوکرک می خواهد تا در خصوص پرسش های موجود پاسخ کتبی ارائه دهد، آلبوکرک با اعتراض شدید نسبت به این کاپیتانهای پرتغالی تقاضای نامه از پاسخ دادن امتناع می ورزد، دو هفته بعد چهار تن از را رد می کند و در مشاجره برگشت ناوگان ها به سمت هندوستان را میکنند، فرمانده این تقاضا او را صادر می کند. شدیدی که بین او و یکی از کاپیتانها روی می دهد دستور دستگیری که کاری نویسد: به کاپیتانها قسم دادم آلبوکرک که به شدت از این وضعیت ناراضی بود می که چه خواجه عطا قبلاً از من پرسیده بود نکنند که مسلمانان از اختلاف ما با خبر شوند، اختلافی بین من و کاپیتانها وجود دارد؟ من صمیمانه توضیح دادم که چرا یکی از فرماندهان را بازداشت کرده ام با وجود این مسلمانان بسیار باهوش هستند و توانسته اند نظر فرماندهان درباره ساختن در و ممانعت از کار من را تغییر دهند

سیاست زیرکانه خواجه عطا در انتشار شایعات گوناگون و سخت گیری های آلبوکرک باعث شد تا اختلاف شدیدی در صفوف پرتغالی ها به وجود آید. آلبوکرک که از سر سختی و هوشیاری وزیر هر موز به تنگ آمده بود، تلاش کرد تا با نزدیک شدن به رئیس نورالدین فالی رقیب سیاسی خواجه عطاء نظر او را برای اجرای نقشه ای علیه رقیب جلب کند و به وی پیشنهاد کرد در صورتی که خواجه عطاء را بکشد او را نائب السلطنه و یا حتی پادشاه خواهد کرد. او در این حرکت چندان توفیقی به دست نیاورد و ناگزیر به تهدید خواجه عطا دست زد حتی در یک مورد در صدد بر آمد تا با دلجویی از او خصومتش را کاهش دهد، اما در هیچیک از این اقدامات توفیقی حاصل نکرد و از طرفی شکاف و اختلاف بین نیروهای پرتغالی به حدی بود که امکان جلوگیری از بروز آن وجود نداشت

در این احوال چهار تن از ملوانان آلبوکرک که کشتی های خود را ترک کرده بودند به خواجه عطا پناه آوردند و جریان اختلاف شدید فرماندهان را فاش ساختند، آنان عطا موقعیت را مناسب دید همچنین تعداد واقعی نیروهای پرتغالی را فاش ساختند، خواجه فرار نیروهای و بلافاصله اعلام نمود که قرارداد فیمابین بی اعتبار و غیر قابل اجرا است. عطا پرتغالی به جزیره، آلبوکرک را به شدت عصبانی کرده بود، او بلافاصله از خواجه تا آنان را خواست که نظامیان را تحویل دهد، وزیر هرموز پنج روز مهلت خواست برگرداند و در همان حال فراریان به دین اسلام گرویدند. پرتغالی ها چند کشتی هرموز را که حامل مال التجاره بود توقیف کردند و به این دلیل خواجه عطا تقاضای مبادله اسرا با نظامیان فراری کرد، آلبوکرک ناگزیر به پذیرش آن شد اما پس از چند ساعت توقف در ساحل خبری از مبادله اسرا نشد و او دستور گلوله باران قصر سلطنتی را صادر کرد. وی سعی نمود با محاصره کامل جزیره، هرموز را از دستیابی به آب آشامیدنی محروم سازد، این محاصره شدگان و دو هفته به طول انجامید و تعداد بسیاری از هر موزی ها کشته شدند. پرتغالی ها کشته مجروحان ایرانی را در داخل چاه های توران باغ و آب انبارهای مختلف انداختند و بزرگترین آب انبار جزیره را که آب آشامیدنی قصر را تأمین می کرد و به نام خواجه عطا بود، ویران کردند. تمامی این اقدامات تأثیر چندانی بر عزم راسخ وزیر نداشت او با ذخیره فراوان آب می توانست تا چند ماه دیگر دوام بیاورد. بعد از چند روز وقفه یکبار دیگر جزیره گلوله باران شد و در این اثنا سه تن از فرماندهان پرتغالی که از ادامه این وضع ناراضی بودند به طور مخفیانه با خواجه عطا ارتباط پیدا کردند و وزیر هر موز به روش های گوناگون رضایت آنان را برای ترک ناوگان جلب نمود و همگی آنان بدون اطلاع فرمانده خود با کشتی به سمت سواحل عمان و از آنجا به طرف هندوستان رهسپار شدند پیروز اصلی میدان رقابت کسی نبود جز وزیر هر موز که توانست با در پیش گرفتن سیاست صبر و انتظار، ضربه اصلی خود را وارد سازد، آلبوکرک خطرات ادامه چنین روندی را با تمام وجود حس کرد و مطمئن شد که شرایط به زیان اوست از این رو دستور بازگشت ناوگان را صادر کرد و به طور ضمنی شکست خود را اعلام نمود به این ترتیب اولین حمله پرتغالی ها به هرموز به پایان رسید

پیروزی پرتغالی ها فتح کامل توپخانه ای محسوب می شد و سیاست مدارا و واقع بینانه هر چند هرموز رسماً تحت خواجه عطاء باعث شد تا این فتح به طور کامل به انجام نرسد، قدرتی را ندارد، اما یکسره و به تمامی الحمایه پرتغال شد و دریافت که توان مقابله با چنین خواجه عطا بود که با توجه به خود را در اختیار مهاجمین قرار نداد. طراح چنین برخوردی رو به رو آن طور که دلخواهش بود با مهاجمین اختلافات درونی هرموز هرگز نتوانست تا آلبوکرک برای اولین بار طعم تلخ شود، اما سیاست منطقی او در برخورد اول باعث شد شکست و ناکامی را بچشد.

بازگشت ناگزیر آلبوکرک از هرموز در واقع نوعی شکست تلقی می شد که با سرپیچی فرماندهان چهار ناو جنگی او به اوج خود رسید، این حوادث مربوط به سال 913 /1508م بود. او طی هشت سال آینده به دلیل مشکلات و مسائلی که برایش به وجود آمد نتوانست برای تصرف و انقیاد کامل هرموز به خلیج فارس برگردد و هرموز می توانست با استفاده از این فرصت هشت ساله خود را برای رویارویی با شرایط جدید آماده سازد

سیاستمداران هرموز طی این دوره هشت ساله هیچ گونه تلاشی را برای جلب نظر شاه اسماعیل و تقاضای کمک از او برای دفع مهاجمین نکردند، و از طرف دولت صفوی نیز تلاشی در جهت حفظ منافع خود به عمل نیامد، دلیل اصلی این امر مشغول بودن شاه اسماعیل به مسئله ازبکان و عثمانی و نهایتاً شکست او در جبهه چالدران بود، این از بداقبالی هر موز بود که این دوره مصادف با پر حادثه ترین دوران سلطنت شاه اسماعیل بود و او عملاً امکان مداخله در امور خلیج فارس را نداشت

با توجه به شرایط مذکور، خواجه عطا در جهت افشای جنایات و بدرفتاری های آلبوکرک در هرموز دست به یک سلسله مکاتبات سیاسی و اعزام نمایندگان به بندر گوا مقر پرتغالیان در هند و تلاش برای آگاه کردن پادشاه پرتغال نمود.  متن دو نامه فارسی که از طرف نائب السلطنه هندوستان به پادشاه و وزیر پرداخته و آنان را به نائب السلطنه هند در این مکاتبات به دلجویی از سردمداران هرموز او آمده است: واجب برقراری و تداوم دوستی و مودت دعوت کرده است. در بخشی از نامه باشند،... او اقدامات آلبوکرک است میان ما و شما دوستی باشد تا آینده و رونده آسوده مساعد می دهد: قبطان بنیاد را محکوم کرده و درباره مجازات او به پادشاه هرموز وعده خلاف کرد و چون چهار جهاز دیدند که او خلاف دارد از او جدا شدند و بدین جانب رسیدند انشاء الله چنان ادب خواهم و قبطان مجال این طرف آمدن نکرد و به جانب سکوتره رفت. ناتمام که عملیات خود را در هرموز نمود که معلوم آن حضرت خواهد شد. آلبوکرک کرده و یکبار می دید با توجه به مخالفت نائب السلطنه از رفتن به سمت هندوستان خودداری دیگر در سال 914ه / 1508م برای فتح کامل هر موز به سمت خلیج فارس حرکت کرد.

از جزئیات این سفر و نتایج آن اطلاع دقیقی در دست نیست، اما بر می آید که خواجه عطا صورت پذیرفت موجود است. 41 از محتوای این نامه ها چنین شکایت کرده و نامه ای خواجه عطا با اعزام سفیر به هند و پرتغال از اقدامات آلبوکرک و ممهور به مهر پادشاه پرتغال دریافت کرده که با عملیات فرمانده پرتغالی مخالفت شده است و آلبوکرک در صحت این نوشته تردید کرده است و کشمکش بین این دو درباره صحت عطا به آلبوکرک سقم مهر پادشاه در این نامه ها منعکس شده است. در بخشی از نامه خواجه آمده است: ابوژری کتابتی42 بر تو و تمام نواخذه پرتکالی نوشته که هیچ کدام مدخل در مملکت هر موز و مملکتی که متعلق به هر موز باشد نسازند، همان کتابت پیش او فرستادم قبول نکردند و عمل بر آن ننمودند کتابتی دیگر بر سلطان اعظم سیف الدین با نصر خلده تعالى ملکه و سلطانه نوشته بود و مهر پادشاه پرتکال جهت اعتماد فرستاده بود که شما را مدخل به در خانه نباشد، کلمه چی و جماعت که به ساحل آمدند کتابت و مهر پادشاه پر تکال نمودیم و دیدند و به طعنه به مهر پادشاه خود گفت که شمع سرخ بسیار است.

آلبوکرک که به این توصیه ها توجهی نداشت همچنان جزیره را محاصره کرده و منتظر فرصتی برای حمله بود و از طرفی تقاضای پرداخت خراج سالیانه به مبلغ پانزده هزار اشرفی می نمود، خواجه عطا درباره مبلغ خراج و توقف او می نویسد: دیگر در باب پانزده هزار اشرفی هرگاه که ملک معمور است و مترددان می آیند و می روند، چیزی می توان داد. از پارسال که او انواع خرابی کرد و رفت تا این زمان موسم نبود، امروز که اول موسم است، آمده و ایستاده و خبر به بر و بحر رفته، هیچ کس نمی آید و نمی رود. تو در مقام خرابی مملکتی، نه در مقام معموری، قلهات که سرحد ممالک دیوان است غارت کرده و سوخته و خراب اشرفی کرده ای، دو هزار اشرفی و بیشتر از آنجا برده ای، صد هزار اشرفی عوض پانزده هزار نمی شود.

آلبوکرک که از جواب سخت و تند خواجه عطا به شدت عصبانی شده بود، عملاً بود و از طرفی به نمی توانست کاری از پیش ببرد، هرموز از حمایت نائب السلطنه، مطمئن آماده کرده بود، از محتوای نامه ها احتمال بسیار زیاد خود را به طور کامل برای مقابله با تهاجم و تهدیدات آلبوکرک بر می آید که پادشاه هرموز به موقعیت خود کاملاً مطمئن بوده است تهدید می کند و خواجه عطا در نیز چندان اثری نداشت، او هرموز را به محاصره طولانی پاسخ می نویسد

در باب آن که نوشته که جنگ با شما نمیکنیم که شد و در باب آنکه نوشته تفک انداختن منتی نیست. آنچه حکم الله تعالی است خواهد دارد بایستد، دیگر سنابیق در ایستاده ام و نمی روم، دریا در دست دارد، اگر فایده از ایستادن آب می گردانی که نمی گذارم لشکر به اندرون بیاید، به عنایت الله تعالی از لشکر و آذوقه و اسباب، کمی نیست، اگر باور ندارد معتمدی بفرستد تا تمام مشاهده نماید.

آلبو کرک که اقامت خود را در خلیج فارس طولانی و بی فایده دید ناگزیر به بازگشت هندوستان به پرتغال شد. در پایان سال 915 ه/ 1509م فرانسیسکو دو آلمیدا نائب السلطنه حکمرانی مستعمرات پرتغال در فراخوانده شد و آلبوکرک از ژانویه سال 1510 میلادی به هندوستان منصوب گردید.

آلبوکرک برای دومین بار در مقابل سیاستهای واقع بینانه خواجه عطا قرار گرفت و طعم تلخ شکستی دیگر را چشید، هر چند بعدها با استقرار کامل خود در بندر گوا و اعزام او بـه نیرو توانست هرموز را به طور کامل در اختیار گیرد. تهاجم سوم و پیروزمندانه در روی خاک کشیده بود، شاید هر موز در حالی صورت می پذیرفت که خواجه عطا نقاب اگر این سیاستمدار برجسته ایرانی عمر بیشتری می کرد، نیروهای پرتغالی قادر به تصرف کامل هر موز نمی شدند. اما سرنوشت چنین بود که در غیاب خواجه عطا نیروهای آلبوکرک به آسانی بر جزیره هرموز و نواحی قلمرو آن تسلط یافته و دوره یکصد و چند ساله حضور خود را در خلیج فارس آغاز کنند. از نحوه با دریافت این است که او طی دوره وزارت خود نیست. اما آنچه که از منابع موجود می توان به عمل از نفوذ و تسلط کامل پرتغالی ها جلوگیری اعمال سیاستهای واقع گرایانه توانست نماید.


کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.