مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\دیدگاه تاریخ
دیدگاه تاریخ
موضوع تاریخ از دیدگاهی، موضوعی عقلی تصور شده است. از این دیدگاه تاریخ مانند منطق و ریاضیات موضوعی عقلی است و از این طریق می تواند با علم تجربی و مشخص پیوند داشته باشد که در هر نوع استدلال تجربی اثر اساسی دارد.
1405/05/20
دکتر منصور صفت گل
موضوع تاریخ از دیدگاهی، موضوعی عقلی تصور شده است. از این دیدگاه تاریخ مانند منطق و ریاضیات موضوعی عقلی است و از این طریق می تواند با علم تجربی و مشخص پیوند داشته باشد که در هر نوع استدلال تجربی اثر اساسی دارد. به این لیل که هر نوع مشاهده و حتی هرگونه تجربه قبل از هرچیز تاریخ واقعه خاص است البته در تجربه می توان این واقعه را به دلخواه دوباره ایجاد کرد اما در همه حال واقعه ای است پدیده ها به و به ویژه در علوم انسانی مطالعه در اوضاع و احوال معینی تحقق می یابد و غالباً نخستین مراحل سـ کشف روابطی که موضوع فرضیه است نمی رسد و از سه گانه تجاوز و نمی کند و بدین ترتیب به وصف و شرح تاریخی که ممکن است خود فی نفسه ذی قیمت همگانی تر، تاریخ که شاخه برای ارزش دادن به کار کافی باشد، ختم می شود. از دیدگاهی مستقلی از معرفت است، موضوعی دارد که ردر برگیرنده یک مرحله تجربی است که در آن که بر انسان اسناد و مدارک مشاهده می شوند.
اسناد و مدارکی که در آنها وصف ادبی اعمالی خواه افراد یا گروه ها وارد شده است و در سیر تحول و تطور گروه یا فردی معین مؤثر از رویدادهای تاریخی به بوده آمده است. روشن است که این اسناد و مدارک پس از عبور بنابراین مورخ حادثه ای را دست مورخ می رسند و این حوادث گاه بسیار ویران کننده هستند. هدف آشکار عبارتست از که می خواهد وصف کند، دوباره می سازد و در این دوباره سازی که حقیقی جلوه می کند. در واقع حتی در آنجایی که مورخ پس سازند که آنها را در الگوهای تاریخی آنها می کوشد کلیتهایی را کشف کند تا او را قادر برای با الگوهای همانند و مکانهای دیگر معقولی انتظام دهد و از این الگوها جهت مقایسه کند، با شکافها و فاصله های بزرگ رسیدن به مفهومی جامعتر از تجربه تاریخی بهره برداری را بسیار و گاه فلج کننده ای در اطلاعات خود روبرو می شود که حتی نقل منسجم رویدادها ادوار دشوار می سازد. بنابراین برای دست یافتن به تاریخ نسبتاً منسجمی از یک دوره به ویژه کهن ناگزیر به بازسازی روی می آورد و براساس مطالب ناقص که منابع در اختیار او می گذارند، به فرضیات رو می آورد تا با یاری اطلاعاتی که از منابع بسیار متعدد به دست می آید و با استفاده هوشمندانه از تخیل و تحقیقات نظری بتواند به نوشتن تاریخ معقول و مستدل یک دوره بپردازد. وارسی این عمل دوباره سازی به شیوه تجربی رایج، تنها در هم رفته به صورت فعالیت فکری تجربه تاریخی میسر است. در نتیجه پژوهش تاریخی روی و تخیلی تمثیلی در آن به فراوانی به کار می رود و فقط در مورد آثار پراکنده ای که از واقعیت برجا مانده است و در همین حد مورخ با واقعیت تماس عینی حاصل می کند .
چون ادراک انسان در هر دوره در مورد وضعیت انسان با دوره دیگر فرق می کند، بنابراین تاریخ های گوناگون در ادوار گوناگون درباره یک حادثه نوشته می شود . شاید به همین دلیل بود که کرو چه می گفت همه تاریخ تاریخ معاصر است، یعنی رویدادهای تاریخی همواره و در هر روزگاری بسته به شرایط معاصر مورخ، معاصر میشوند . همین امر روشن می کند که موضوع تاریخ به همین دلیل وضع ویژه ای می یابد و آنچه به نام عینیت در تاریخ خوانده می شود با دشواری به دست می آید. از سوی دیگر به دلیل دگرگونی قضایای اساسی مرتبط با تاریخ، موضوع دشوارتر می شود و به همین دلیل پاره ای از متفکران بر این باورند که در مورد انسان واقعیات جاودانی که آن را همانند پدیده های علوم تجربی در آورد، وجود ندارد .
مورخان ایرانی در گذشته به این امر اما از دیدگاهی دیگر توجه داشته اند، رشیدالدین فضل الله همدانی هنگامی که درباره تاریخ سخن می گوید، نقل اخبار به ویژه اخبار متواتر را موجب علم تلقی میکند و بر این باور است در منقولات چون اخبار دست به دست می ردند، خبر دچار کاستی و زیادی میگردد و بنابراین میان مورخان اختلاف نظر ایجاد می شود: »و چون چنین است اگر مورخ اندیشه کند که چیزی نویسد که محقق و مالا کلام باشد قطعاً هیچ کلماتی ابراز نتواند کرد. چه هر آنچه او روایت کند، روایتی باشد از جمعی بزرگان که آن را مشاهده کرده باشند یا به نقل از دیگران شنیده یا از کتب متقدمان مطالعه کرده ... و این اختلاف در نقل اخبار به تعدد تاریخ ها می انجامد اما این امر مانع از آن نخواهد بود که نتوان اقوال مورخان را از راه به محک واقعیت زدن و تأیید شواهد تجربی پذیرفت .
تاریخ نگاری و پژوهش تاریخی شاخه ای از پژوهش علمی خواهد بود در صورتی که واقع بینانه بدان نگریسته شود شاخه های گوناگون پژوهش علمی را می توان به دو گروه مهم تقسیم کرد. علوم تجربی و علوم غیر تجربی کار علوم تجربی تحقیق در رویدادهای جهانی که در آن زندگی می کنیم و توصیف و تبیین و پیشگویی این رویدادهاست. بنابراین اقوال آنها را باید به محک واقعیت تجربی زد و در صورتی پذیرفت که شواهد تجربی آنها را تأیید کنند. شواهد تجربی را از راه های مختلف می توان به دست آورد. آزمایش، مشاهده منظم، مصاحبه و وارسی دقیق اسناد و مدارک مکتوب و سنگ نوشته ها و سکه ها و آثار باستانی . وابستگی به شواهد تجربی، علوم تجربی را از علوم غیر تجربی مانند ریاضیاتو منطق جدا می کند. قضایای علوم اخیر را بدون استناد به یافته های علوم تجربی می توان ثابت کرد.
علوم تجربی را نیز اغلب به علوم طبیعی و علوم اجتماعی تقسیم میکنند اما معیار این تفکیک مانند معیار تفکیک علوم تجربی از غیر تجربی روشن نیست و در مورد حد فاصل این علوم توافق عام وجود ندارد. معمولاً علوم طبیعی را شامل فیزیک و همانند آن و علوم اجتماعی را در برگیرنده جامعه شناسی علوم سیاسی، مردم شناسی اقتصاد، تاریخ نگاری و رشته های وابسته به آنها می دانند. بسیاری از آنچه درباره روشها و مفاهیم اساسی تحقیق علمی درست است، در علوم اجتماعی هم مانند علوم طبیعی درست است.
کوتاه سخن اینکه تاریخ و مفاهیم مرتبط با آن از دیدگاه علم در روند مفهومی خویش تحولات چندی را از سرگذرانده است. در ایران تا پیش از ورود مفاهیم جدید، تاریخ دانشی علمی با ویژگی های عمومی علم تلقی می شده که در آن مشاهده و تجربه کاربرد داشت. از این رو تاریخ اساساً معرفتی علمی بود. این روند از هنگام ظهور و شکوفایی اندیشه های جدید علمی شکل دیگری به خود گرفته است. اندیشه هایی که برای علمی بودن یک شاخه از دانش ویژگی های تازه ای را معرفی می کردند. در آنچه به تاریخ پیوند می یابد، این امر هم تازه و هم قدیم بود، قدمت داشت زیرا در قرون پیشین نیز در رده بندی های علوم، تاریخ وضعی ویژه داشت و تازه بود از این رو که با مضامینی جدید مبتنی بر فلسفه تاریخ و به گونه ای همگانی تر تا اندازه زیادی رنگ با فلسفه علم جدید پیوند یافت و از سوی دیگر به دلیل تحولات سیاسی تاریخ از آنجا که روش هایی معین دارد و براساس این روشهای معین به نتایجی مشخص دست می یابد، دانشی مبتنی بر ویژگی های علمی جدید است. از دیدگاهی، تاریخ حتی دانشی تجربی است که در آن شواهد، اسناد و مدارک مورد آزمون قرار می گیرند و نتایج این پژوهش و آزمون خود قابلیت آزمون و حتی تعمیم دارند. این سخن در صورتی پذیرفتنی است که از علم به مثابه یک مقوله کاملاً مشخص و ویژه سخن گفته نشود بلکه از علوم یاد شود. علومی که بسته به ویژگی های معرفتی خویش، هر یک از روش ها و بینش هایی ویژه خویش بهره می برند.
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما