قرائتی دیگر از منازعه لرد مینتو و سرهار فورد جونز

قرائتی دیگر از منازعه لرد مینتو و سرهار فورد جونز

تحلیلی از مبانی نخستین مسافرت ایلچی دربار قاجار به انگلستان

1405/05/29

دکتر غلامحسین زرگری نژاد

پس از شکست قوای روسیه از نیروهای فرانسوی و امضای معاهده تیلسیت میان الکساندر اول و ناپلئون بناپارت، فرمانفرمای انگلیسی هند و مقامات وزارت خارجه بریتانیا بی درنگ به اندیشه تجدید از همراهی روابط با ایران افتادند تا در صورت تداوم اتحاد فرانسه و روسیه و تهدید هند، مانع حکومت قاجار با متحدین گردند. دومین سفر سروان جان مالکم و مأموریت سرهار فورد جونز بـه عنوان سفیر دولت انگلیس به ایران در پی همین رهیافت انجام شد. پس از ناکامی مالکم در رساندن خود به تهران، جونز این توفیق را یافت تا در آستانه خروج ژنرال کاردان از ایران خویش را به دربار قاجار رساند و کمی بعد دومین عهدنامه ایران و انگلستان را به نام معاهده مجمل تدارک بیند.

 اندکی پس از این، فرمانفرمای انگلیسی هند، طی نامه ای سفارت جونز را مورد تردید قرار داد و متعاقب آن مالکم را به عنوان سفیر به ایران اعزام کرد. انکار سفارت جونز و موضوع اعزام میرزا ابوالحسن خان ایلچی برای همراهی با این سفارت نیز همواره در منابع انگلیسی و ایرانی بر بنیاد اختلاف و مناقشه های هند با جونز تفسیر شده است. به نظر می رسد که افزون بر این قرائت رایج قرائت دیگری از این دعوا هماهنگی های قبلی برای وقت کشی و روشن شدن سرنوشت صلح متزلزل ناپلئون و الکساندر باشد.

محور اصلی مقاله حاضر نگاهی است به زوایایی از همین قرائت دوم

کلید واژه تاریخ قاجاریه، روابط خارجی، ابوالحسن خان ایلچی، هارفورد جونز، لرد مینتو، فتحعلی شاه

در سال 7081م 1222) ق(، به دنبال انتشار خبر شکست قوای روسیه از نیروهای ناپلئون و تجدید اتحاد روسیه و فرانسه علیه انگلستان، دولت بریتانیا بر آن شد تا بی درنگ یکی از دیپلمات های زبده خویش به نام سرهار فورد جونز را که به زبان پارسی مسلط بود و از سالها پیش ایران را می شناخت و به اوضاع کشور ما آشنایی زیادی داشت، به قصد جلب اتحاد دربار قاجار با انگلیس و ممانعت از اقدام فتحعلی شاه در اتخاذ سیاست همراهی با الکساندر و ناپلئون برای هجوم مشترک به هند، روانه تهران کند.  در این زمان، چون نیروهای روسیه، همچنان به تعرض خویش بر قفقازیه استمرار می دادند و مطابق عهدنامه فین کنشتاین میان ایران و فرانسه اتحاد نظامی بر قرار بود، طبعا،ً تمام نقطه اتکای خارجی حکومت قاجار در او به ایران استوار بود. اما پس از مقابله با این تعرض نیز بر یاری ناپلئون و هیأت اعزامی فرانسویها عملاً نسبت به عهدنامه امضای عهدنامه تیلسیت میان الکساندر و ناپلئون بناپارت، نظامی و سیاسی از ایران در برابر روسیه متحد جدید خویش در صحنه رقابت با انگلستان و متحدانش را از خویشتن برنجانند. 

به همین دلیل نیز ژنرال گاردان و همراهانش نه تنها سیاست فعالی را برای تقویت قوای ایران در برابر روسها پیش نگرفتند، بلکه به انواع همراهی های آشکار و پنهان با فرماندهان روسی نیز پرداختند و حتی از ادامه همکاری با قوای ایران در جنگ علیه روسها خودداری کردند . این سیاست که به تدریج بر درباریان ایران آشکار گشت، سبب گردید که به مرور موقعیت هیأت فرانسوی در ایران و حتی در میان عامه مردم تهران و تبریز نیز تزلزل شدیدی یافته و برخی از آنان دست به رفتارهایی توهین آمیز زنند.

وزارت خارجه انگلیس نیز طبعاً در این زمان، از طریق عوامل و وابستگان درباری و غیر درباری از تزلزل موقعیت ژنرال کاردان و هیأت همراهش که روانه ایران شده بودند اطلاعی بسنده داشت؛ همچنین بر نیاز شدید فتحعلی شاه و عباس میرزا به مساعدت های مالی و نظامی برای استمرار مقابله با روسها نیز واقف بود.

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.