لرد مینتو رهسپار بوشهر شد

لرد مینتو رهسپار بوشهر شد

به موجب تصریح سرهار فورد جونز در خاطرات خویش او پس از انتشار خبر ناکامی جان مالکم در ایران، با موافقت لرد مینتو رهسپار بوشهر شد تا خود را به تهران برساند

1405/06/02

دکتر غلامحسین زرگری نژاد

به موجب تصریح سرهار فورد جونز در خاطرات خویش او پس از انتشار خبر ناکامی جان مالکم در ایران، با موافقت لرد مینتو رهسپار بوشهر شد تا خود را به تهران برساند. در کنار این گزارش اسنادی حکایت از آن دارند که پس از رسیدن جونز به بوشهر وی نامه ای از لرد مینتو دریافت کرد که در آن نامه تأکید شده بود که جونز باید با شتاب به سوی هند بازگردد، چرا که اولیای هند بر آنند تا اندیشه نفوذ در دربار تهران را از طریق حمله نظامی به جزایر ایران به مرحله اجرا در آورند. جونز طبعاً ببه چنین دستوری اعتنا نکرد و راه خویش را به سوی تهران ادامه داد. گفته شده است که لرد مینتو طی نامه دیگری که در شیراز به جونز رسید بار دیگر به او دستور داد تا خاک ایران را ترک کند

معنای اعتماد به این نامه ها، در صورتی که آنها را رویه علنی سیاستی هماهنگ شده قلمداد نکنیم، آن است که لرد مینتو حتی پس از ناکامی از اقدام خویش در اعزام سرگرد مالکم به ایران و در حالی که خبر یافته بود که جونز به خلاف مالکم در جلب دربار ایران برای ادامه سفر خویش به سوی تهران توفیق یافته است، همچنان خودسری خویش را اساس و مبنای تصمیم گیری های خود قرار می داد و در این شرایط حتی آشکارا به کارشکنی علیه سفیر دولت انگلستان که همه علائم موفقیت او آشکار بود می پرداخت . لابد در این صورت باید اقدام لرد مینتو برای عقد معاهده با شاه شجاع را نیز بر بنیاد رقابت هند و لندن تفسیر کنیم.

بدیهی است اگر تأملات و پرسشهای عدیده ای را که در باب قرائت رسمی و شایع در باب منازعه لرد مینتو و جونز وجود دارد و ما فقط به چند مورد آنها توجه داده ایم، مبنای تردید در باب صحت قرائت نخست قرار دهیم و راه را بر قرائتی دیگر بگشائیم، چه بسا بتوانیم بر اساس قرائت دوم، نتیجه بگیریم که فرمانروای هند در کارشکنی ظاهری علیه جونز، نیات محرمانه دیگری را مد نظر داشته که آن نیات بسی فراتر از دغدغه های شخصی، تلقین پذیری از سرگرد مالکم و یا ملاحظات مالی در باب هزینه های سفر جونز بوده است.  به عبارت روشن تر چه بسا بتوانیم مدعی شویم که لرد مینتو چه در حصول به آن نیات و چه در اعمال آنها با وزارت خارجه کشور خویش که طبعاً به شکلی مستمر با هند در ارتباط بوده است نیز هماهنگ بوده است . تنها در چنین صورتی است که می توان مبانی متوقف شدن موقت جونز در بمبئی را به امری فراتر از دعوا و خود سری کودکانه لرد مینتو و یا بسی پیچیده تر از صعوبت تحمل بار مالی سفر جونز به ایران دانست.

اگرچه دشوار است مدعی شد که خود جونز نیز از پشت صحنه تمام تصمیم های لرد مینتو تصمیم های ظاهراً هماهنگ شده با مقامات لندن آگاهی داشته است، اما بعید است که بتوان گفت که او در ادامه سفر به ایران، خاصه زمانی که حواله های مالی او از طریق لرد مینتو نکول شد و وی به شکل کودکانه و دوراز شأن خود و دولت متبوعش به شاه و درباریان توسل جست تا آنان مشکل وی با لرد مینتو را حل و فصل کنند، به راستی همچنان اعتقاد داشت که در پس اقدامات لرد مینتو و سکوت دولت انگلیس برای تحقیر سفیر رسمی در هند، هیچ سیاست پنهانی در کار نبوده است.

با ادامه بررسی مأموریت جونز در ایران و نگاهی به مسائل بعدی، شاید بتوان برای قرائت جدید از منازعه لرد مینتو با جونز و انتخاب نهایی سرگوراوزلی به جای او، بستر معقولی ارائه کرد و نتیجه گرفت که لرد مینتو نیز همانند مقامات لندن، با عنایت به علائمی از بروز نقار میان الکساندر اول و ناپلئون بناپارت بر آن بود تا به به جای سیاست شتاب در همراهی با ادامه سفر جونز، روش وقت کشی را پیش گیرد. پس به همین دلیل بود که علی رغم موافقت نهای باعزیمت جونز به ایران، پس از رسیدن او به تهران و امضاء عهدنامه مجمل، با نوشتن نامه ای به او و فتحعلی شاه و نکول حواله های مالی او و حتی با عنوان کردن ضرورت حمله نظامی به ایران که نه عاقلانه بود، نه میسر و مفید، بر آن شد تا راهی بگشاید جهت اعمال سیاست وقت کشی.

توجه کنیم که اگر در این زمان مقامات انگلیسی در اتحاد با ایران و برآوردن نیازهای مالی و تسلیحاتی دربار قاجار شتاب میکردند، چه بسا با این شتاب خویش در شرایطی که به خلاف آغاز اعزام جونز به ایران، روسها به مرور از فرانسه فاصله گرفته و تبدیل به متحد قریب الوقوع انگلیسی ها می گشتند، عملاً به به . سود فرانسوی ها و به زیان کشوری گام بر داشته بودند که علایم فاصله افتادن میان او و فرانسه روز به روز علنی تر می گردید. به عبارت روشن تر، در فاصله شش ماه پس از حرکت جونز از لندن به سوی بمبئی، در اروپا اتفاقات قابل توجهی در حال تکوین بود که مقامات انگلیسی نسبت به یک یک آنها حساسیت ویژه ای داشتند. یک روی این رخدادها به سوی افزایش نقار و دشمنی روسیه با فرانسه بود و یک روی دیگر آن حل و فصل این نقار و استمرار دشمنی این دو کشور با انگلستان. بدیهی است که در چنین شرایطی تمام دستگاه دیپلماسی و جاسوسی انگلستان نیز در کار بود که هم تعارض های عمیق، اما پنهان در روابط روسیه و فرانسه را عمق بخشد هم الکساندر را که مشهور بود با یاری انگلیسی ها بر قتل پدرش توفیق یافته و به قدرت رسیده است، بار دیگر در کنار سیاست بریتانیا قرار دهد.

در همین حال، انگلیسی ها با هوشیاری سیاسی از سویی برنامه ای برای نزدیکی با دربار ایران را طراحی کرده بودند تا در صورت استمرار اتحاد روسیه و فرانسه و شکست تلاشهای آشکار و پنهان آنان برای علنی کردن دشمنی روسیه و فرانسه از سویی مانع پیوستن قاجارها به سیاست تهدید هند از طرف آن متحدین شوند و از سویی دیگر، پس از آشکار شدن علائم بیشتری از نقار میان الکساندر و ناپلئونپس از حرکت جونز به سوی بمبئی دیگر چون آغاز  زمان مأموریت جونز، شتابی برای رسیدن او به تهران نداشتند و به اتلاف وقت و تأخیر در برقراری روابط فعال با ایران متمایل بودند.

اگر هم جونز در هنگام توقف در بمبئی موقتاً از این سیاست جدید بی خبر مانده بود، اما به زودی در هنگام نکول حواله های مالیش توسط لرد مینتو از آن آگاه شد و به هماهنگی هوشیارانه با آن پرداخت. در این باره پس از این توضیح بیشتر خواهیم داد

به موجب اسنادی که در دست داریم جونز پس از آنکه لرد مینتو سرانجام با حرکت او به سوی ایران موافقت کرد بمبئی را به سوی بوشهر ترک گفت و در 23 شعبان 1223 14) اکتبر (1808 پس از آنکه وارد این شهر گردید، بدون مقاومت دربار تهران، با احترام عازم شیراز گشت و در حالی که از سوی شاه ایران على محمد خان حاجیلر استر آبادی، به مهمانداری او معین شده بود با هیأت وارد تهران گردید.

هر چه بود ، جونز پس از ورود به تهران آن هم یک روز قبل از همان روزی که کاردان و هیأت همراه، این شهر را ترک کردند، از سوی مقامات درباری با استقبال شایانی روبرو شد و در 2 محرم 1224 17) فوریه (1809 به حضور فتحعلی شاه رسید. چند روز بعد نیز گفتگوی او با میرزا شفیع مازندرانی جهت فراهم آوردن متن عهدنامه مجمل آغاز شد. در ماده چهارم این عهدنامه سفیر پادشاه انگلستان تعهد کرده بود که در شرایط حمله روس ها به ایران این کشور را از نظر نظامی یا مالی حمایت کند و مهمات جنگی لازم را در اختیار قشون ایران قرار دهد

در 25 محرم 12(1224 مارس )1809و در شرایطی که جونز توانسته بود با امضای عهدنامه مقدماتی یا مجمل 26 روابط دوستانه ای میان انگلستان و ایران برقرار کند، نامه ای از سوی فرمانروای هند به او و فتحعلی شاه رسید. نامه ای که ضمن نکول حواله های مالی جونز اصالت سفارت جونز را نیز مورد تردید قرار داده بود. د72. در این سخن که نکول حواله های جونز، موجب بروز مشکلاتی مالی برای او و هیأت همراهش می گردید، جای تردیدی نیست اما طبعاً به اصالت سفارت وی آسیبی وارد نمی کرد؛ چنانکه نکرد. دلیل این امر نیز واضح است. فتحعلی شاه جونز را به عنوان سفیر پادشاه انگلستان پذیرفته بود، نه فرستاده لرد مینتو. ضمناً او به عنوان سفیر مقیم نیز وارد ایران نشده بود. به همین دلیل هم بسیار طبیعی بود که به جای توسل به سیاست التجاء به فتحعلی شاه و درباریان تهران و دریافت پاسخ های همدردیاز آنان که به نظر می رسد با تأمل و تدبیر صورت پذیرفته باشد نه از سر ساده لوحی، در حالی که عهدنامه مورد نظر را به امضاء رسانده بود، به سوی انگلستان باز می گشت. پر واضح است که در صورتی که جونز دست به این اقدام طبیعی می زد و حتی یکی از درباریان ایران را نیز با خود همراه می کرد خود به خود بحران پدید آمده نیز در زمانی کوتاه حل و فصل می شد. می دانیم که جونز نه تنها به این روش طبیعی متوسل نشد، بلکه به جای آن با پختگی و درایت تمام شرایطی را فراهم ساخت که فتحعلی شاه به پیشنهاد او تن در داد و پذیرفت تا برای نجات سفیری که به زعم وی، مورد اهانت لرد مینتو قرار گرفته بود، میرزا ابوالحسن خان ایلچی را همراه جیمز موریه روانه لندن کند تا ایلچی ایران صحت ادعای جونز را از زبان مقامات انگلیسی بشنود. اگر باز هم توجه کنیم که میرزا ابوالحسن خان نامزد اعزامی جونز، مردی دست آموز بود که می توانست در بازی اتلاف وقت نقشی مؤثر ایفا کند و کرد، دیگر به دشواری می توانیم انکار کنیم که سر هارفورد جونز نیز طرح اعزام نمایندگانی به لندن را بدون هیچگونه قصد و برنامه ای برای وقت کشی به اجرا گذاشته است.

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.