مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\اولاد طاهر و بهرام
اولاد طاهر و بهرام
طبعاً تعیین مرز و رفع اختلافات قومی در سرزمین های بلوچستان و سیستان و خراسان شمالی از مشکل ترین کارهایی بود که طی این دو قرن می بایست به صورتی فیصله پذیرد، و در همین جاست که موقعیت و شخصیت و تدبیر حکام کرمان و خراسان خود نمایی می کند
1405/03/31
دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی
وقتی تحولات سیاسی صورت گرفت و افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی رشته پیوند خود را با دولت مرکزی ایران بریدند، طبعاً تعیین مرز و رفع اختلافات قومی در سرزمین های بلوچستان و سیستان و خراسان شمالی از مشکل ترین کارهایی بود که طی این دو قرن می بایست به صورتی فیصله پذیرد، و در همین جاست که موقعیت و شخصیت و تدبیر حکام کرمان و خراسان خود نمایی می کند
در کرمان، دو خانواده بزرگ خاندان ابراهیمی و بعداً فرمانفرما، که وابسته به همان خاندان بود و خاندان دوم کرمان خانواده وکیل الملک مصدر کار بودند که هر کدام از اینها تا یکصد سال و بیشتر یعنی تا انقلاب اسلامی گاهی به صورت رقابت و بیشتر به صورت همزیستی مسالمت آمیز دائر مدار امور بودند
در خراسان، خصوصاً در قائنات و بلوچستان، خانواده معروف عریق امیر قائن بود که سال ها و بل قرن ها در آن نواحی نفوذ داشت. دائره قدرت او گاهی تا بجنورد و شمال خراسان نیز کشیده می شد و سابقه خود را تا عصر طاهری و صدر اسلام و حتی پیش از آن بالا می برد. و من عقیده دارم که آن هیتالی ها که در قهستان پیش از اسلام صاحب نفوذ بوده اند، و با عبدالله بن عامر فاتح خراسان در افتادگی پیدا کرده اند 30) ه/ 562 م. اجداد همین خانواده بوده اند، و به هر حال بی خود نبود که طاهریان هم نسبت تا بهرام چوبین بالا می بردند، هر چند به صورتی، شاید نسبت ولائی، خود را با عرب خزیمه هم سنگ قلمداد می کردند، این نوع نسبت در بسیاری از خانواده های ایرانی و حتی ترک بعد از اسلام هم دیده می شود
به هر حال امپراطوری انگلستان و تأثیر آن در سر نوشت کویر شرق ایران و تعیین مرزها در تحولات قرن نوزدهم و بیستم، چیزی است که مستقیماً با حکام کرمان و قائنات پیوند و صریحاً پیوستگی داشته است، و در تمام طول تاریخ این دو قرن بدان برخورد میکنیم و صر روشن می شود: اولاً جای پای قدرت کم نظیر امپراطوریی که آفتاب بـر بیرق او غروب نمی کرد و مقاومت جنگ و گریز پارتی مآبانه و هیتالی مسلک حکام کرمان و قائنات در برابر این نیروی بی امان و کوشش در حفظ مردمی که درین بیابانها ساکن هستند و به حد متوسط بارندگی که از حدود ده سانتی متر نمی گذرد، قانع هستند
بالاتر از آن نحوه ارتباط این خاندان ها با مرکز که تهران باشد و برآوردن نظریات مرکز که گاهی هم مغایر مصلحت محلی بوده است، و ما این کشش ها و کوشش ها را که در ر کرمان عین حال به یک بندبازی ماهرانه شباهت دارد - در تمام طول قرن می بینیم و در مخصوصا،ً کوشش هایی که وکیل الملک و نماینده او ابراهیم خان اسعدالدوله بمی در حفظ مرزهای بلوچستان میکرد، نکاتی است که حتی مورد تأیید نمایندگان انگلیس هم هست، و میجر سایکس در سفرنامه خود - هشت سال در ایران بارها بدان اشاره کرده است و از سر سختی های این خان سیاه سوخته بمی یاد می کند.
و ملیحة شهدت بها ضراتها
والفضل ما شهدت به الاعداء
در سیستان و بلوچستان مسئله خصوصاً مشکل تر می شد که رود هیرمند که از آن نام بردم - ما به النزاع دو قومی بود هم زبان و هم نژاد و هم دین، که قرن ها و سالها پیش از آن با هم برادرانه زیسته بودند و اینک به دشمنان بالا رود سنی و پایین رود شیعی بدل شده بودند . مصداق واقعی حدیث اختلاف امتی رحمة. و رفع این محظور و دفع این مشکل به عهده خانواده ای بود که در نواحی قائنات تحت عنوان امیر قائن - سالها و سال ها دائر مدارکار بودند
بنده بر خلاف معمول هیچ اصرار ندارم که از زد و خوردها و برخوردهای تند و شعار مآبانه درین جا بحث به میان آورم، بلکه بالعکس می خواهم عرض کنم که مسأله مرزهای شرقی ایران، درین روزگار، در برخورد با دو قدرت عظیم دنیایی بیش از آنکه به هارت و هورت متکی باشد، باید به عقل و درایت اتکاء داشته باشد و موجب خوشوقتی است که در این ایام، دو حاکم بزرگ کرمان که باید در حقیقت دو خانواده بزرگ، آنها را نامید، نه دو حاکم - منتهای عقل و درایت را در برخوردهای خود به کار برده اند، و همه کوشش آنها این بوده است که ساکنان یک آبادی که فی المثل در مرز سیستان یا بلوچستان یا خراسان بوده است، طوری در حیطه مرزبندی قرار گیرند که از حد اکثر امکانات طبیعی و توافق های قومی و اجتماعی برخوردار باشند و این امری است که طی مذاکرات طولانی و با آگاهی کامل صورت می گرفته است.
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما