مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\شعرهایی در ظفرنامه
شعرهایی در ظفرنامه
با این حال یزدی شعرهایی را که در جای جای ظفرنامه آورده و ظاهراً سروده خود او است، در وزن و بحر و به سبک حماسی شاهنامه سروده است
1405/06/08
دکتر مهدی فرهانی منفرد
با این حال یزدی شعرهایی را که در جای جای ظفرنامه آورده و ظاهراً سروده خود او است، در وزن و بحر و به سبک حماسی شاهنامه سروده است. او در مواردی ابیاتی از شاهنامه را بدون ذکر مأخذ عیناً در اثر خود آورده است.
ذکر ابیاتی برگرفته از شاهنامه فردوسی و یا سروده شده به سبک و سیاق آن، موجب پیدایش روح حماسی خاصی در ظفر نامه شده است ک به رغم روح حماسی شاهنامه اصیل و تأثیر گذار نیست.
اکنون باید به طرح این پرسش اساسی پرداخت که چرا نگرش یزدی در ظفرنامه تا این علی یزدی در دستگاه اندازه منفی و دشمن پندارانه است. تردیدی نیست که شرف الدین به طور طبیعی او تیموریان و به خواست آنان چنین کتابی را به رشته تحریر درآورد. دهد، ولی او پا را از نمی توانست سخنی بر خلاف میل و رضامندی آنان در اثر خود جای ای می ستاید و از ایرانیان چنان دایره میل و رضایت تیموریان فراتر گذاشته، آنان را به گونه بدگویی می کند که موجب شگفتی است.
ترزا فیتز هر برت Fitz Tresa) (herbert در مقاله ای با عنوان تصویر رهبر گمشده: جلال الدین خوارزمشاه و جوینی« بدین نکته اشاره میکند که جوینی از شاهنامه فردوسی هنگامی که از نبرد جلال الدین خوارزمشاه با مغولان سخن می راند، ابیاتی صدد بیان این نکته را می آورد که به نبرد رستم و افراسیاب مربوط می شود. فیتز هر برت در است که جوینی با قرار دادن جلال الدین خوارزمشاه در جایگاه رستم و چنگیز خان در جایگاه افراسیاب می کوشد ماجرای نزاع ایران و توران را بیاد آورد و بدین وسیله ایرانیان را بر مغولان بشوراند.
بی تردید چنین الگویی را نمی توان در مورد ظفر نامه شرف الدین علی یزدی به کار برد. یزدی در موارد متعدد نگرش منفی خود را نسبت به ایرانیان ابراز می کند. از متمردان و مفسدان لر و شول و کرده و غارت آنان به دست شاهزاده عمر شیخ سخن می راند. 144 در واقعه یورش تیمور به اصفهان مردمی را که بر نیروهای تیمور شوریده اند »جهال و اشرار«، »مفسدان بدکار«، »جاهلان کم خرد و بی باک« و »جاهلان عاقبت نااندیش« می نامد و کشته شدن سربازان تیمور را کشته شدن ناحق مسلمانان به شمار می آورد. او در همین حال از قتل عام مردم اصفهان به سادگی در می گذرد و سخنی در تقبیح آن نمی راند.
ظاهراً باید انگیزه اصلی یزدی را در جای دیگری جستجو کرد. به نظر می رسد که یزدی در صدد آفرینش شاهنامه ای دیگر بوده است. مشکل اصلی او در این نکته نهفته که فردوسی طوسی پیش از او بدین کار اقدام کرده بود. خلق شاهنامه ای با همان ویژگی های سبکی و مضمونی، ارزشی جز تکرار و تقلید نداشت. شاید بتوان گفت که او راهی دیگر را برگزید و با آفرینش شاهنامه ای تورانی کوشید بر این مشکل چیره شود. یزدی در تلاش برای آفرینش چنین شاهنامه ای توران را به جای ایران و تیمور را به جای رستم قرار داد. افزون بر این کوشید قهرمانان داستانی شاهنامه فردوسی را در اثر خویش کم رنگ وو به بی فروغ جلوه دهد و حتى بر فردوسی خرده گیری کند. شاید بی مهری یزدی نسبت به فردوسی و شاهنامه او و شماری از قهرمانان داستانی ایران و همچنین بی مهری او نسبت به ایرانیان را بتوان در چارچوب تلاش های او برای خلق شاهنامه تورانی و در تقابل با شاهنامه ایرانی تفسیر کرد.
از دیگر سو نباید این نکته را نادیده گرفت که او با نگرش غالب دوران خود یعنی نگرش و ذهنیت نظامی به رویدادهای تاریخی می نگرد و شاید بتوان گفت که غرق شدن او در همین نگرش نظامی او را به عرصه حماسه پردازی کشیده است. حکومت جانشینان تیمور در طول بیش از یک سده به حکومتی تبدیل شد که در آن نگرش نظامی، جای خود را به دیدگاه فرهنگی داد. در طول این دوران دو کانون برجسته علمی، هنری و ادبی در سمرقند و هرات شکل گرفت. پیوندهای فرهنگی این دو کانون در قالب مکتب سمرقند و مکتب هرات که باید این هر دو را زیر عنوان مکتب علمی ادبی و هنری تیموریان جای داد، حاکی از عمق و گستره این تحول است
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما