مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\لشکر کشی سلطان محمود غزنوی به علی نگین
لشکر کشی سلطان محمود غزنوی به علی نگین
در چنین احوالی سلطان محمود غزنوی ظاهراً به دنبال شکایات مردم از سوء رفتار علی نگین اما در واقع برای به دست آوردن پایگاه قدرتی در ماوراء النهر به آن سرزمین لشکر کشید
1405/06/11
دکتر سید ابو القاسم فروزانی
در چنین احوالی سلطان محمود غزنوی ظاهراً به دنبال شکایات مردم از سوء رفتار علی نگین اما در واقع برای به دست آوردن پایگاه قدرتی در ماوراء النهر به آن سرزمین لشکر کشید. در آن حال علی نگین که تاب پایداری در برابر سپاه محمود را نداشت، فرار را بر قرار ترجیح داد اما ارسلان اسرائیل به اتکای نیروی نظامی کار ورزیده خویش در حوالی سمرقند باقی ماند. بعد از استقرار محمود غزنوی در سمرقند ارسلان اسرائیل برای ادای احترام نسبت به سلطان محمود به حضور او رسید اما به دستور سلطان غزنوی که از اقتدار روز افزون ارسلان اسرائیل نگران بود، غفلتاً بازداشت و به هندوستان اعزام و در قلعه ای زندانی شد.
بعد از واقعه یاد شده جمعی از بزرگان ترکمان به نزد سلطان محمود آمدند و با اظهار ناخرسندی از ستمگری های امرای خویش گفتند ما چهار هزار خانه ایم اگر فرمان باشد، خداوند ما را بپذیرد، که از آب گذاره شویم و اندر خراسان وطن سازیم، او را از ما راحت داریم و اندر باشد و ولایت او را از ما فراخی باشد که مردمان دشتی ایم و گوسفندان فراوان الشکر او از ما انبوهی باشد. سلطان محمود با پذیرش درخواست رؤسای ترکمن دستور داد چهار هزار خانوار ترکمن با احشام خویش از جیحون عبور کرده و اندر بیابان سرخس و بیابان فراوه و باورد فرود آمدند و خرگاه ها بزدند و همانجا همی بودند.
با آن که کمی بعد سلطان محمود برای رفع مزاحمت ترکمانان مجبور به سرکوب و پراکندگی آنان گردید اما ترکمانان که چشته خوار نعمتهای خراسان شده بودند، بعد از مرگ محمود غزنوی سال 421ه ق( با دست اندازی مکرر به خراسان و جنگ و گریز با سپاهیان سلطان مسعود غزنوی سرانجام در نبرد دندانقان، ناباورانه سپاه غزنوی را متواری ساخته، به خراسان سرازیر گشتند سال 431 هـ ق(
درست است که تصرف ایران به دست سلجوقیان چندان به در ازا نکشید و چابک سواران سلحشور بیابان نورد بر مردمی که سال ها پیش مورد عتاب سلطان محمود قرار گرفته بودند که مردمان رعیت را با جنگ کردن چه کار باشد... هر پادشاهی که قوی تر باشد و از شما خراج خواهد و شما را نگاه دارد خراج بباید داد و خود را نگاه داشت 17 به سادگی چیره شدند، اما از همان آغاز کارگزاران خردمند ایرانی در نظام جدید جای گشودند و با توجه به عدم آشنایی سلجوقیان با رموز ملکداری، زمام نظام اداری مملکت را به دست گرفتند. سلجوقیان خود نیز به این امر واقف و از آن خرسند بودند به طوری که در مورد عمید الملک ابو نصر کندری آمده است که طغرل با چشم و گوش وی میدید و می شنید و به اجازه و مشورت او کسانی را مقام می داد و کسانی را از مقام فرود می آورد.
بدین ترتیب بود که خرد سالار بوزگان و عمید الملک کندری و نظام الملک طوسی با مهارت نظامی ترکمانان تحت فرمان طغرل و الب ارسلان و ملکشاه همراه شد و حکومت سلجوقی از قلمروی گسترده و ثروتی عظیم و سطوتی چشمگیر بهره مند گردید. اما در این میان فرهیختگان صلاح اندیش ایرانی وقتی مردم را مقهور نیروی مهاجمی قدرتمند دیدند، در صدد بر آمدند با شگردی کار آمد خود کامگان خشن را به نرمخویی و مدارا با رعایا تشویق کنند. خوشبختانه سلجوقیان به اسلام متدین بودند و دستورات مذهبی به نیکوترین وجهی می توانست در اصلاح رفتار آنان که از زمینه بیابانگردی خویش فاصله چندانی نداشتند، مؤثر باشد. از همین روی بود که پس از آن که نیشابور در سال 429 هق برای اولین بار به وسیله ترکمانان فتح شد، قاضی صاعد نیشابوری که به دیدار طغرل آمده بود، وی را مورد خطاب قرار داد که هشیار باش و از ایزد عزّ ذکره بترس و داد ده و سخن ستم رسیدگان و درماندگان بشنو و پله مکن که این لشکر ستم کنند که بیدادی شوم باشد. بی تردید تحت تأثیر همین تعلیم بود که طغرل با وجود اصرار برادرش جغری بیک داود، از غارت نیشابور ممانعت به عمل آورد.
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما