سیر تکاملی اندرزها در باب فواید عدالت ورزی

سیر تکاملی اندرزها در باب فواید عدالت ورزی

سیر تکاملی اندرزهای خردمندانه در باب فواید عدالت ورزی در آئین مملکت داری دیگر بدانجا رسیده بود که این امکان را فراهم می کرد که فرمانروایان را به نقد رفتار خویش فرا خواند

1405/06/14

دکتر سید ابو القاسم فروزانی

سیر تکاملی اندرزهای خردمندانه در باب فواید عدالت ورزی در آئین مملکت داری دیگر بدانجا رسیده بود که این امکان را فراهم می کرد که فرمانروایان را به نقد رفتار خویش فرا خواند و گفت صاحب دولت آن باشد که اول سیاست بر خود راند و اخلاق خود مهذب گرداند تا بعد از آن ریاست و سیاست را اعتباری تواند کردن.

اما تنها توصیه به سلاطین برای رعایت عدالت و رعیت نوازی کافی نبود باید آنان را به این امر مهم متوجه می ساختند که بدان قناعت نکند که خود از ظلم دست بدارد ولیکن غلامان و چاکران و گماشتگان و نایبان خود را مهذب دارد و به ظلم ایشان رضا ندهد. مدیران مردم دوست برای رفع ظلم وابستگان سلطان سلجوقی پندی از اردشیر بابکان را مطرح کردند که رعیت هر سلطان که توانایی آن ندارد که خاصگیان خویش را به اصلاح آرد بباید دانستن که با جز ستم نتواند کرد و مال حق نتواند ستد نظام الملک با تجربه چند ده ده ساله وزارت خود در شیوه ای که برای اداره هر چه بهتر مملکت سلجوقی ارائه داده است عقیده خود را بدین صورت بیان می نماید که عمال را که عملی دهند ایشان را وصیت کردن باید تا با خلق نیکو زیند و از ایشان جز مال حق نستانند و آن نیز به مدارا و مجاملت طلب کنند.

خدا ترس را بر رعیت گمار

که معمار ملکست پرهیزگار

بد اندیش تست آن و خونخوار خلق

که نفع تو جوید در آزار خلق

ریاست به دست کسانی خطاست

که از دستشان دستها بر خداست

اما رواج نظام اقطاع در قلمرو سلجوقیان سران نظامی ترکمان را بر رعایای حوزه تحت اقتدار شان مسلط کرده بود. افزون طلبی های آنان که جز به مصالح خود نمی اندیشیدند مردم را در وضعیتی مشقت بار قرار داده بود

اثرات زیانبار نظام اقطاع بود که مصلحان را به تذکر این مطلب خطاب به سلطان واداشت که سپاهی را بر رعیت مسلط مکن که مملکت آبادان نگردد. آنچه جرفادقانی در باب ویرانی ولایت گلپایگان به دست مقطعان جافی می گوید تنها نمونه ای کوچک از ظلم بسیار مقطعان است. در. اشاره به اجحاف مقطعان است که خواجه نظام الملک که عواقب نامطلوب نظام اقطاع را شاهد بوده توجه می دهد که مقطعان که اقطاع دارند باید بدانند که ایشان را بر رعایا جز آن فرمان نیست که مال حق که بدیشان حوالت کرده اند از ایشان بستانند به وجهی نیکو و چون آن بستدند رعایا به تن و مال و فرزندان و اسباب و ضیاع از ایشان ایمن بمانند. ناصر خسرو قبادیانی به هنگام بیان صفات حمیده خلیفه فاطمی مصر و شیوه مطلوب او در ملکداری ضمن بر شمردن ویژگی های سپاه فاطمیان می گوید و این همه لشکر روزی خوار سلطان بودند و هر یک را به قدر مرتبه مرسوم و . مشاهره معین بود که هرگز براتی به یک دینار بر هیچ عامل و رعیت ننوشتندی الا آن که عمال آنچه مال ولایت بودی سال به سال تسلیم خزانه کردندی و از خزانه به وقت معین ارزاق آن لشکر بدادندی چنان که هیچ علمدار و رعیت را از تقاضای لشکری رنجی نرسیدی بی تردید در این سخنان ناصرخسرو انتقاد ضمنی از شیوه اقطاع و ارائه طریقی عملی و مطلوب در پرداخت حقوق سپاه بدون اجحاف بر رعیت ملاحظه می گردد.

هر چند بعضی از محققان معتقدند که مقطعان برای کسب درآمد بیشتر در آبادانی قلمرو تحت سلطه خود می کوشیدند، اما بر روی هم می توان گفت که خسارات نظام اقطاع بیش از فواید آن بوده است. اقتدار نامحدود مقطعان در حوزه اقطاع متعلق به خود و عدم پاسخگویی نسبت به عملکرد خویش در مقابل حکومت مرکزی موجب یأس و دلزدگی رعایا از حکومت مرکزی و تسلیم در برابر سران نظامی زمین دار بود. تدبیری که نظام الملک در این زمینه توصیه می کند آن است که در مهمات مملکت در هر دو سه سال عمال را و مقطعان را بدل باید کرد تا پای سخت نکنند و حصنی نسازند و دل مشغولی ندهند و با رعایا نیکو روند و ولایت آبادان ماند«

بقای مملکت اندر وجود یک شرط است

که دست هیچ قوی بر ضعیف نگماری

 

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.