پارادایم پژوهش در تاریخ آرای ریکور

پارادایم پژوهش در تاریخ آرای ریکور

اکنون با توجه به آرای ریکور ما به بررسی یک پارادایم پژوهش در تاریخ و یا به عبارت ریکور یک روایت از تاریخ و یک روایت داستانی از تاریخ دوره قاجار می پردازیم تا به تاریخیت و یا تاریخ به عنوان یک کل در این دوره برسیم

1405/06/17

دکتر طاهره میر عمادی - دکتر عباس منوچهری

اکنون با توجه به آرای ریکور ما به بررسی یک پارادایم پژوهش در تاریخ و یا به عبارت ریکور یک روایت از تاریخ و یک روایت داستانی از تاریخ دوره قاجار می پردازیم تا به تاریخیت و یا تاریخ به عنوان یک کل در این دوره برسیم. روایت تاریخی انتخابی ما نظریات کا توزیان است و روایت داستانی متن جیمز موریه به نام سرگذشت حاجی بابای اصفهانی است.

روایت تاریخی مورد نظر ما یعنی پارادایم کا توزیان  به این دلیل انتخاب شده است که نخست به عنوان یک پارادایم حاکم بر اذهان آکادمیک در ایران قابل طرح است. ثانیاً در رابطه با مسئله زمان در ایران تابع یکتا انگاری تاریخی است. در واقع واضع این پارادایم بارها از یکی انگاری دینامیسم تاریخ ایران تبری جسته و آن را مذموم دانسته است. می دانیم، مسئله فلسفی دوگانگی عینی بودن و یا ذهنی بودن زمان در پژوهش تاریخ به شکل معضله تک خطی بودن و یا تنوع مسیر تاریخی منعکس می شود. طبعاً مکاتب فلسفی که معتقد به زمان عینی و جهانی هستند، معتقد به بررسی تک خطی جوامع نیز می باشند و بسیاری از جوامع را آینده عینی جوامع دیگر می بینند. در حالیکه کسان دیگری هستند که با اعتماد به زمان ذهنی به جوامع مختلف زمانی معتقدند و بر این باورند که نمادهای فرهنگی و اسطوره ها و روایات امر زمان را برای جوامع مختلف با فرهنگ های متنوع به شکل گوناگون تعریف می کند. طبیعی است که سطح تحلیل آنها فردی و مقوله های تحقیقاتی آنها فرهنگی و انسان شناختی است. از سوی دیگر طرفداران حرکت تک خطی تاریخ چون مارکسیست ها که از طریق مارکس غایت گرایی هگل را به ارث برده اند و یا مدر نیست ها با معرفت شناسی تجربه گرایی، همواره بر انسان شناسی خود با خصلت مادی گرایی و یا تجربه گرایی تأکید داشته اند که زمان جهانی را به طور ضمنی القا می کند.

پارادایم تاریخی کا توزیان در یک حالت دوگانه هم پارامترهای عینی را مورد توجه قرار داده است و هم در رابطه با تاریخ ایران معتقد به همسان نگاری و تک خطی بودن تاریخ نیست. هدف کاتوزیان از تاریخ پژوهی خود با روش یکتا انگارانه، نشان دادن رابطه ویژه دولت و جامعه در ایران است که به شکل خود کامگی دولت در جامعه و در ویرایش جدید آن خود کامگی جامعه متبلور شده است.

مدل مشهور کاتوزیان که در چهارده اصل خلاصه می گردد، تأثیر بسیار مهمی بر وجه غالب تحلیل های علمی که یکتا انگاری ایران را مورد نظر قرار می دهند گذاشته است.

این مدل بیش از اینکه به علت یابی وضعیت بپردازد، به پدیده انگاری آن پرداخته است و هر چند که تصویری به نسبت روشن از جامعه ایران به دست می دهد که در میان محافل آکادمیک ایرانی مورد قبول واقع شده است، اما در مورد آنچه وی علت العلل این وضعیت یعنی خشکی هوا نامیده است و نشان از یک جزمیت ماتر یالیستی است ، اتفاق نظر وجود ندارد. بطور خلاصه می توان گفت که کا تو زیان وضعیت موجود را نشان داده اما در تبیین علل بوجود آمدن چنین وضعیتی موفق نبوده است.

روایت داستانی از سوی دیگر، که ماجراهای حاجی بابای اصفهانی است، یک متن اتو بیوگرافی داستانی است که دو نقطه آغاز و پایان آن دو حادثه تولد شخصیت داستان و مسافرت به انگلستان را آغاز و پایان متن میباشد. متن به قلم جیمز موریه و با ترجمه میرزا حبیب اصفهانی است و از آنجا که متن مورد نظر از نظر گفتار تفاوتی ندارد، ما به متن فارسی رجوع می کنیم و آن را یک متن نوشته حبیب اصفهانی می دانیم. در این مقاله فرض این است که پارادایم غالب تاریخی یا همان روایتهای غالب با داشتن سطح تحلیل کلان کلیت واقعیت تاریخ را نمی توانند روایت کنند و برای نشان دادن این کلیت نیازمند روایات داستانی هستند که مرجع آنها افراد، هرچند مجازی، است. بر اساس روشی که ریکور معرفی کرده است می توان با همبافی متن روایت تاریخی کاتوزیان و متن روایت داستانی موریه(، تصویر بهتری از واقعیت کل تاریخی دوره فتحعلیشاه به دست آوریم. البته قبل از پرداختن به دستور کار باید در نظر داشت که بحث درباره متن و مرجع آن در جهان خارج یا واقعیت، با علم به دو نکته انجام می گیرد.

1 - پارادایم کاتوزیان از نظر معرفت شناسی یک تئوری ابطال پذیر نیست، یعنی دارای گزاره هایی نیست که صدق آنان اثبات و یا ابطال شود. بنابراین نظریه نیست، تنها یک نظر یا یک مدل عمومی و کلان است

2 در مورد هیچ روایت داستانی و از جمله روایت جیمز موریه نیز نمی توان صداقت مدعیان نویسنده را مورد شک قرار داد. بنابراین تئوری انطباق با حقیقت که36 منطق سره از ناسره کردن گزاره های منطقی است در اینجا کاربرد ندارد. روایت داستانی بر مبنای تخیل نویسنده نوشته شده است. بنابراین سؤال اینجا است که چگونه یک روایت داستانی حامل اطلاعاتی درباره واقعیت های جهان بیرون هستند. از نظر هایدگر و به تبع آن ریکور، هر داستانی، یکی از امکانات هستی را در منظر آدمی تصویر می کند. این امکانات به یک طیف احتمالات محدود است و نمی تواند بدون توجه به این محدودیت معنایی داشته باشد. فرض کنید اگر در داستانی که در دوره قاجار اتفاق می افتد با شخصی با شغل فضانوردی بر خورد کنیم، واضح است که مگر در موارد استثنایی آن را قابل قبول نمی بینیم. بنابراین، اصلی که در مورد متن روایتی به طور عموم روایت داستانی و علوم انسانی به جای تئوری انطباق با واقعیت رعایت گردد، اصل هماهنگی اجزا است. اصل هماهنگی اجزا، ناظر به رابطه سازگار بین جزء وکل یک روایت با هم است.


کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.