مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\دو مؤلفه افتراق و اصالت ریکور
دو مؤلفه افتراق و اصالت ریکور
ریکور به قصد کاستن اختلاف بین روایت داستانی و تاریخی رابطه روایت داستانی و روایت تاریخی با مراجع خود را با دو مؤلفه افتراق و اصالت می سنجد
1405/06/18
دکتر طاهره میر عمادی - دکتر عباس منوچهری
ریکور به قصد کاستن اختلاف بین روایت داستانی و تاریخی رابطه روایت داستانی و روایت تاریخی با مراجع خود را با دو مؤلفه افتراق و اصالت می سنجد. تشخیص افتراق در مورد روایات داستانی در رابطه با مرجع خود به آسانی دیده می شود. اما به نظر ریکور روایات تاریخی نیز دارای وجه افتراق با مرجع خود هستند به جهت اینکه آنها نیز تنها رویدادهای پراکنده هستند که به دلایلی گزینش شده اند و در کنار هم چیده شده اند. انتخاب گزینشی دسته ای از وقایع از مجموعه کل وقایع گذشته وجه افتراق آن را با مرجع خود واقعیت تاریخی( روشن می کند. مسئله اصالت برعکس در مورد روایات تاریخی بدیهی تر است. اما ریکور میگوید روایات داستانی نیز دارای اصالت هستند و این اصالت، ناشی از آن است که به هر حال هر داستان تقلید خلاقی از وقایع اتفاقیه است. ریکور میگوید که تاریخ با گشوده شدن خود به طرف تفاوت ها و افتراق ها به سوی ما آنچه را که امکان دارد روشن میکند و روایات داستانی با گشوده شدن غیر واقعی به طرف ما آنچه اصالتاً واقعی است را نشان می دهد. پس تکمیل روایات تاریخی و داستانی گذشته، حال و آینده را به عنوان تاریخیت خود نشان می دهد.
روایت تاریخی وظیفه بیان زمان جهانی و یا عینی یک جامعه را دارد. پس موضوع تحقیق آن، وقایع حوادث و کنش های تأثیرگذار در حیات آدمی در طول زمان است. روایات داستانی حیطه زمان ذهنی را می پوشانند. در رابطه با سه سطح زمان ذهنی، یک روایات داستانی می تواند تا حدود زیادی در سطح تاریخیت یعنی سطحی که زنجیره وقایع تاریخی را شکل می دهد، با روایت تاریخی یکسان باشد. هر چقدر که سهم رویدادهای تاریخی در یک روایت داستانی بیشتر باشد این همسویی بیشتر است یا به بیان ریکور اصالت داستان بیشتر است. در سطح زمانیت، یعنی سطحی که کنش های فردی در سطح روزانه و روزمره در داستان به نمایش گذاشته می شود تئوری های تاریخی سکوت میکنند و با حذف این دسته از اطلاعات بر جنبه افتراق خود با واقعیت کل می افزایند. بر عکس در روایات داستانی این بخش از واقعیت سهم مهمی در تفسیر تاریخ دارد. زمان ذهنی دارای قسمت مهم دیگری به اسم زمانمندی انسان یا زندگی به طرف مرگ است که در تئوری ریکور به شکل رابطه بین متن و خواننده و یا جاودانگی هویت روایی تعبیر شده است. در اینجا، بررسی این سه سطح از زمان فردی با توجه به جنبه افتراق و اصالت دو روایت تاریخی کاتوزیان و داستانی موریه انجام می شود.
برای روشن شدن مطلب باید چند لحظه در مورد ساختار روایت نقد داستانی تأمل کنیم. هر روایت دارای سه واحد، زنجیره داستان ، اپیزود و گزاره های هویتی است. معرفی شخصیت ها با هم تعامل و تعارض دارند. در یک نقطه زمانی این تعارض به اوج خود می رسد و سپس پایان می گیرد. مجموعه این گزاره های هویتی و کنش ها و واکنش ها یک بخش مستقل از داستان یا یک اپیزود را تشکیل می دهد. هر اپیزود دارای یک شرایط اولیه، یک بخش " تنش و یک بخش حل تنش می باشد. بخش شرایط اولیه هر اپیزود باگزاره های هویتی و معرفی شخصیت ها آغاز می شود. پس از آن از طریق معرفی هویت های خودی و غیر خودی تنش روایتی به نقطه اوج می رسد و سرانجام تنش به نوعی پایان می گیرد. محل و عرصه بالا گرفتن تنش داستانی نقطه عطف آن اپیزود محسوب می شود و نقاط عطف نشان دهنده یک کنش سرنوشت ساز از سوی شخصیت اصلی اپیزود است.
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما