طبقه بندی علوم بر اساس خاستگاه قومی و جغرافیایی

طبقه بندی علوم بر اساس خاستگاه قومی و جغرافیایی

از این رو طبقه بندی علوم بر اساس خاستگاه قومی و جغرافیایی آنها اگر از توصیفی تاریخی فراتر رود و به تبیینی معرفتی بپردازد، با دشواریهای بسیار روبرو خواهد شد

1405/06/26

سید احمد هاشمی

از این رو طبقه بندی علوم بر اساس خاستگاه قومی و جغرافیایی آنها اگر از توصیفی تاریخی فراتر رود و به تبیینی معرفتی بپردازد، با دشواریهای بسیار روبرو خواهد شد؛ دشوار است که خصایص یک علم خاص را منحصراً با ویژگی های اندیشه یک قوم خاص سازگار بدانیم و نیز دشوار است که اقتضای اندیشه یک قوم خاص را دست یافتن به را چنان برخی علوم و محروم ماندن از برخی دیگر بشماریم بویژه اگر معنای قوم" توسع بخشیم که برگستره تاریخی جغرافیایی و فرهنگی وسیعی قابل اطلاق باشد. به خوبی می دانیم که فرهنگ و اندیشه قوم عرب در ادوار گوناگون تاریخی خود تطوراتی درخور توجه داشته و بر این اساس شیوه تفکر عربی نیز دستخوش تحولاتی مهم شده است. اکنون میتوان پرسید که چه چیز در فرهنگ عربی از روزگار جاهلی تا پایان عصر عباسی ثابت ماند تا بتوان آن را دلیلی بر شباهت شیوه اندیشه عربی در دوره جاهلی و دوره اسلامی دانست؟

عبارات مهمی که از جاحظ و شهرستانی نقل شد بارها مورد استناد پژوهشگران حیات فکری دوره اسلامی قرار گرفته است. احمد امین پیشتاز این دسته از پژوهشها در قرن اخیر با نقل سخن جاحظ در خلال بحث از کیفیت عقل اعراب این رأی را منحصراً ناظر بر عصر جاهلی معرفی میکند؛ عصری که به مثابه دوره طفولیت عقل عربی است احمد امین فجر الاسلام، ص ؛(34-35 اما جابری که در نخستین استناد خود به منابع دوره اسلامی در مجموعه چند جلدی نقد عقل عربی به نقل این عبارت جاحظ پرداخته آن را چنان گزینشی و مثله شده روایت میکند که گویی جاحظ در مقام برشمردن خصلتی همیشگی و ثابت برای عقل عربی از دوره جاهلی تا روزگار خویش است نک . جابری، تکوین العقل العربی، ص (32 جابری بعدها این رأی را پی می گیرد و همواره در صدد معرفی ویژگی های ثابت عقل عربی است.

ماهیت عقلیت عربی

پیشینه پژوهش درباب آنچه نویسندگان عرب عقلیت اقوام و ملت های مختلفش می نامند به سده نوزدهم بازگردانده شده است. پژوهندگان تاریخ فرهنگ و نژادشناسان آن دوره از ویژگی های اندیشه و روحیه نژادهای سامی و آریایی سخن گفته اند. این جریان به روزگار استعمار با ستایش از عقلیت اروپایی و آریایی و ترجیح آن بر عقلیت خاور زمینیان و سامیان مبانی نظری استیلای نژاد پرستانه غرب بر مستعمراتش را مهیا می کرد. ارنست رنان (1823-1892)و آرتور گوبینو (1816-1882) از مشهورترین نمایندگان فکری این گروهند برای آگاهی از برخی آراء نویسندگان اروپایی درباره عقلیت و روحیه سامی نک . جواد علی، ج 1، ص .(257-259 اما این داوری های نژاد گرایانه که آکنده از تعصب و غرض ورزی است ارزش و اعتبار علمی ندارد، چرا که باور به نژادهای پاک و سره و خونهای در نیا میخته با بیگانه اندیشه ای باطل و محال است. این گرایش فکری دست کم در پژوهشهای اسلام شناسانه تا بیش از نیمه نخست سده بیستم دوام نیاورد و از رواج و رونق باز ماند. در مقابل گروه دیگری از محققان عوامل طبیعی و اجتماعی را در تشکیل عقلیت ملت ها دخیل می دانند. آنگونه که اشاره شد احمد امین نخستین پژوهشگری است که به جد درباره ماهیت عقلیت عربی و حیات عقلی دوره جاهلی و اسلامی اندیشیده است. او معتقد است که عقلیت انگلیسی و فرانسوی و مصری متفاوت است [...] و این اختلاف تابع شرایط محیط طبیعی ) - البیئة الطبیعیه و زندگانی اجتماعی آنهاست احمد امین فجر الاسلام، ص .(30) او نقدی منصفانه و روشن از آراء شعوبیان جاحظ ابن خلدون اولیری و عرب گرایانی چون آلوسی در باب عقلیت و روحیه عربی عرضه میکند نک . همان، ص (38-30) و می کوشد تا با تفکیک میان عرب شهری و بیابانی بدوی و نیز عرب جاهلی و اسلامی درباره هر گروه حکمی ویژه صادر کند و از تعمیم نابجا بپرهیزد. به عقیده وی هنگامی که عرب صحرانشین بود عقل و اخلاقش شباهتی بسیار به عقل و اخلاق دیگر صحرانشینان داشت اما آن هنگام که ماندگار زمین شد و به کشاورزی روی آورد، روحیاتش نیز دگرگون شد )همان، ص94-93( احمد امین اگرچه مبانی نظری دقیقی برای اندیشه خود فراهم نمی آورد اما در تحلیل های هوشمندانه اش به بیراهه نمی رود و خطوط اصلی شاکله معرفتی فرهنگ دوره اسلامی را به خوبی مشخص می سازد. نکته سنجی های وی در فجر الاسلام و ضحى الاسلام و ظهر السلام هنوز هم طراوت و درخشش خود را از دست نداده است. برخی از مهم ترین آراء جابری را می توان در آثار احمد امین ریشه یابی کرد هر چند جابری خود این امداریو اندیشگی را آشکار نمی سازد. او البته اندیشه خویش را بر پایه های نظری سنجیده تر و فلسفی تری بنا می کند، اما در بررسی بینه های تاریخی و صدور احکام کلی بر مبنای موارد جزئی بر خلاف احمد امین اغلب شتابزده و بی احتیاط است. جابری در مجموعه نقد عقل عربی، عقل عربی را موضوع فلسفه ورزی خود قرار می دهد. او در ابتدا به اقتفای لالاند اندیشمند فرانسوی میان دو مفهوم از عقل تمایز قائل میشود نخست rasion La( (constituante مفهوم عقل به منزله قوه ای فردی که ابزار مشترک شناخت در همه افراد بشر است عقل به این معنا ملکه ای است که انسان را به استخراج مبادی کلی و ضروری از رهگذر ادراک روابط بین اشیاء قادر می سازد دوم rasion La( (constituée مفهوم عقل به منزله پدیده ای تاریخی که بستر و چارچوب فعالیت این قوه فردی است و در فرهنگها و زمانه های متفاوت به اشکال گوناگونی بروز میکند و مقبولیت می یابد عقل به این معنا مجموعه مبادی و قواعدی است که در استدلالات خود بدانها تکیه و اعتماد میکنیم. جابری در آغاز پژوهش خود به ترتیب از دو اصطلاح عقل مکون یا فاعل« و »عقل مکون یا سائد ) حاکم برای نشان دادن این تفکیک استفاده میکند جابری تکوین العقل العربی، ص (15-16 آنچه موضوع پژوهش اوست همین مفهوم عقل مکون یا حاکم است از این رو وی در ادامه پژوهش خود اغلب عقل را در معنای عقل مکون به کار می برد، اما تداعی اولیه واژه عقل در زبان عربی و نیز زبان فارسی مفهوم عقل مکون است و این اشتراک لفظی در برخی موارد کرتاب و غلط انداز می شود.

در این جستار از این پس با مفهوم عقلیت عربی یا به تعبیر جابری عقل مکون عربی سر و کار خواهیم داشت و اگر بخواهیم معنایی دقیق و اصطلاحی از این واژه مراد کنیم می باید از به کار بردن الفاظ غیر شفاف که معانی از پس آنها به خوبی آشکار نیست پروا داشته باشیم. الفاظ همچون مخروطهای وارونه اند؛ اگرچه تنها رأس آنها در گفتار و نوشتار ظاهر میشود، اما تاریخ معنایی خود را نیز به دنبال دارند؛ تاریخی که بسان قاعده ای پرحجم و سنگین بر دوش واژه است. من در گزارش آراء جابری واژگان اندیشه او را به کار میبرم و مضمون اصطلاح عقل مکون از نگاه او را بررسی میکنم. اما پس از نقد این مضمون و اختیار تلقی ای متفاوت با او نام دیگری بر آن می نهم نامی نه همچون »عقل« که پیشینه معنایی خاص آن سبب تیرگی فهم و برداشت مخاطبان شود. باری بدین منظور واژه جدید نگریستار« را به کار میبرم که ترکیبی است از بن ماضی نگریستن و پسوند »ار تفکر کردن تأمل کردن و اندیشیدن یکی از اصلی ترین  معانی فعل نگریستن است. پسوند »ار« نیز در ترکیبات اسم مصدری گاه افاده معنای نوع و چگونگی می کند؛ پس، واژه نگریستار را می توان اسم مصدر به معنای چگونگی و نوع نگریستن و نظر ورزیدن لحاظ کرد.

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.