مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\استقلال نظامهای معرفتی
استقلال نظامهای معرفتی
تأکید جابری بر استقلال نظامهای معرفتی از یگدیگر و عدم تأثیرپذیری آنها از هم و تأکید وی بر نسبت ناخودآگاه نظر ورز با نظام معرفتی خود دو رخنه گاه ناسازگاری ها و ورز با نظام معرفتی اش را تناقضات به درون نظریه اوست
1405/06/29
سید احمد هاشمی
تأکید جابری بر استقلال نظامهای معرفتی از یگدیگر و عدم تأثیرپذیری آنها از هم و تأکید وی بر نسبت ناخودآگاه نظر ورز با نظام معرفتی خود دو رخنه گاه ناسازگاری ها و ورز با نظام معرفتی اش را تناقضات به درون نظریه اوست. نخست نسبت ناخودآگاه نظر شد جابری در مفهوم اپیستمه موضوع بررسی قرار می دهیم آنگونه که پیشتر نیز اشاره عربی متناسب و فوکویی دستی میبرد تا آن را با موضوع پژوهش خود یعنی فرهنگ معرفتی مجموعه ای از هماهنگ سازد. تعریف او از نظام معرفتی چنین است نظام معین تاریخی مفاهیم و اصول و دستورالعملها )- الإجراءات است که در هر دوره خلاصه کرد: ساختار ناخودآگاه معرفت را قوام می بخشد. این تعریف را میتوان چنین همان ص (37 جابری نظام معرفتی هر فرهنگ ساختار ناخودآگاه آن فرهنگ است را با موضوع خود در حاشیه این تعریف اشاره میکند که مفهوم اپیستمه فوکویی پژوهش خود متناسب ساخته و تلقی او از نظام معرفتی طابق النعل بالنعل با اپیستمه فوکو و نظام فوکو نیست اما همچنان که جورج طرابیشی یادآور میشود، میان اپیستمه معرفتی جابری تنها اشتراک لفظی و مطابقت النعل بعکس النعل برقرار است. اپیستمه در زمان نزد فوکو نظام معرفتی در عصری معین است که در مکان پیوسته و ممتد و بلکه اپیستمه را نه یگانه کردن معرفت متغیر و دگرگون شونده است؛ اما جابری کارکرد او در مکان متغیر و در زمان چندگانه کردن آن میشمرد. هم از این رو اپیستمه برای که بسیاری چیزها در فرهنگ ثابت است طرابیشی، ص (280-281 جابری بر آن است فرهنگ عربی را تشکیل عربی از جاهلیت تا به امروز بی تغییر مانده است اینها ثوابت را پایه نهاده است. به زعم او زمان داده و سپس ساختار عقل عربی بالیده در این فرهنگ و اجتماعی سنجش اوقات فرهنگی ) الزمن الثقافی به مقیاس های طبیعی و سیاسی همه امور برای آدمی باقی می ماند پس زمان فرهنگی با زمان ناخودآگاه در پیوند است؛ و از آنجا که ناخودآگاهی تاریخ ندارد و سرشتش مجال توجه به زمان و مکان را نمی دهد، زمان فرهنگی نیز زمانی فراتاریخی و راکد است جابری تکوین العقل العربی، ص54-83(. اما آنچه از پس این شعبده نظریه بافی بیرون می آید عجیب ناپذیرفتنی و باور ناکردنی است فرهنگ عربی بی هیچ طفره ای در انتقال و بی هیچ وقفه ای در استمرار - نه بین عصر جاهلی و عصر اسلامی و نه بین عصر اموی و عباسی و نه بین عصر انحطاط و بیداری = نهضة( عربی – به راه خود ادامه داده است.
گذشته از نقدی که بر تعاریف و استنتاجات منتهی به این رأی جابری رواست، از برای طریق نقض یابی نیز میتوان به ابطال نتیجه استدلال او پرداخت گفتیم که جابری انفصال اصل تجویز و نظام معرفتی بیانی عربی دو روش و یک اصل بر می شمرد اصل روش قیاس وی محمد بن ادریس شافعی (105-204) را پایه گذار و نظام ساز قواعد و قوانین قیاس بیانی معرفی می کند. جابری شأن اصول فقه شافعی در نظام بیانی را همچون شأن منطق ارسطویی در نظام برهانی می شمرد و بر آن است که شافعی صرفاً تدوین کننده اصولی بود که سالیان دراز بر عقل بیانی عرب حاکم بود آنچنان که ارسطو نیز مخترع منطق نبود، بلکه قواعد تفکر برهانی را مضبوط و مدون ساخت.
پس آنچه شافعی به نظر ورزان عرب عرضه کرد آگاهی مرتبه دوم از قواعد و قوانین قیاس بود و حتی اگر بپذیریم که عرب پیش از او خودآگاهی نسبت به روش نظر ورزی خود نداشت نمی توانیم درباره دوران پس از شافعی قائل به چنین حکمی باشیم. سرانجام باید افزود که به رغم تصور جابری تقسیم بندی سه گانه او از نظامهای معرفتی از تحلیل ساختار ناخودآگاه نظر ورزی دوره اسلامی بر نیامده است، بلکه نظر ورزان دوره اسلامی حداقل از اواخر سده چهارم آگاهانه بر تفاوت سه مرتبه شناختی بیان ، عرفان و برهان تأکید کرده اند. منتقدان جابری پس از انتشار نخستین جلد نقد عقل عربی فقراتی از تفسیر لطایف الاشارات را به او یادآور شدند که در آن امام قشیری (376-465) آشکارا از سه درجه شناخت برهانی بیانی و عرفانی یاد کرده است.
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما