بازاندیشی در مفهوم نظام معرفتی

بازاندیشی در مفهوم نظام معرفتی

عدم پذیرش موضع جابری در قول به نسبت ناخودآگاه نظر ورز با نظام معرفتی منشأ افتراقی اساسی از نظریه نقد عقل عربی اوست

1405/06/30

سید احمد هاشمی

عدم پذیرش موضع جابری در قول به نسبت ناخودآگاه نظر ورز با نظام معرفتی منشأ افتراقی اساسی از نظریه نقد عقل عربی اوست چرا که وی بنیان نظریه خود را بر همین رأی نهاده و حتی در اختیار تعاریف ابزارهای مفهومی خود نیز همواره اصل نسبت توافق و ناخودآگاه نظر ورز با نظام معرفتی را مد نظر داشته است. از این رو اکنون که تفاوت نظرم را با ابزارهای مفهومی جابری تا حدی روشن کرده ام راه خود را از او جدا میکنم و پیش از ادامه بحث بر اساس این توافقها و تفاوتها به صورت بندی معنایی مفهوم نگریستار می پردازم.

نگریستار هر نظر ورز مجموعه ای از مفاهیم اصول و قواعد است که همه کنشهای شناختی نظرورز متکی و مبتنی بر اختیار موضعی در قبال آنهاست. بالیدن در فرهنگ هر دوره تاریخی خود به مثابه مواجه شدن با این مفاهیم اصول و قواعد نگریستاری و اختیار موضعی ایجابی، سلبی یا تعلیقی در برابر آنهاست.

نظر ورز دو نسبت با نگریستار خویش دارد از یک سو اوست که با اختیار موضع خود را برمی نهد؛ از سوی قبال مفاهیم اصول و قواعد نگریستاری مقومات نگریستار و چارچوب و چگونگی آن را دیگر نگریستار است که بر نظر ورزیدن او حکومت میکند ولو به شکل ناخودآگاه و معین می سازد. پس نظرورز برنهنده نگریستار خود محکوم نگریستار خود ولو به شکل خودآگاه است. اما وی همواره در نظر ورزی این درباره یک موضوع، ایده هایی را به مثابه غایات کنش شناختی مد نظر دارد. او خواه و در قبال آنها به ایده ها را آشکار سازد خواه پنهانشان دارد نسبت به آنها خودآگاه است نظر ورز می نامم. اراده اختیار موضع کرده است؛ من این ایده ها را ایده های هدایتگر نظر ورزند، ایده های هدایتگر تا آنجا که حاصل کنشی عقلانیاند، خود برآمده از نگریستار های هدایتگر او اما در هر حال مفاهیم و اصول نگریستاری نظر ورز می باید با ایده هماهنگ و مطابق باشند و گرنه نظر ورز ناگزیر از بازنگری در این مؤلفه های قوام بخش نگریستار خود و تنظیم دوباره آنها بر آهنگ ایده های هدایتگر است.

باری این توضیحات نظری رشته سخن را اندکی گسست. در نقد نظریه جابری گفتیم که مستقل شمردن نظام های معرفتی سه گانه دوره اسلامی از یکدیگر و تأکید بر اصالت عربی نظام بیانی یکی دیگر از خطاهای اصلی جابری است. او در بررسی خصایص نظام بیانی خود را ناگزیر از رجوع به فرهنگ عربی جاهلیت و صدر اسلام می یابد جابری التراث و الحداثة، ص ،(310 اما در این جستجو به مکتوباتی استناد میکند که از عصر تصنیف علوم یا به تعبیر نادقیق او عصر تدوین علوم بر جای مانده است. او از یک سو عقل عربی را محصور به حصار زبان عربی میداند و از سوی دیگر می کوشد تا سازندگان زبان عربی را اعراب بدوی معرفی کند. به زعم وی لغویان عرب در تدوین کتاب های لغت کوششی تمام کردند تا زبان عربی را از ناخالصی های حاصل از مدنیت و برخورد با اقوام عجم پاک بدارند و تنها منبع مورد اعتماد خود را بدویان صحرانشین قرار دهند نک . جابری تکوین العقل العربی، ص (56-71 با این همه نظریه بدویت زبان و فرهنگ جاهلی پذیرفتنی نیست، مگر آنکه براین پندار باشیم که همه جاهلیان بدوی بوده اند.

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.