دگرگونی های نگریستار عربی از عصر جاهلی تا روزگار ترجمه علوم اوائل

دگرگونی های نگریستار عربی از عصر جاهلی تا روزگار ترجمه علوم اوائل

شواهد متعدد و انکارناپذیری از نفوذ فرهنگ های غیر عربی در فرهنگ جاهلی حکایت می کند؛ شواهدی که با توجه بدانها حتی نمیتوان زبان اعراب جاهلی را دست ناخورده و به دور از تأثیر بیگانگان عجم دانست

1405/06/31

شواهد متعدد و انکارناپذیری از نفوذ فرهنگ های غیر عربی در فرهنگ جاهلی حکایت می کند؛ شواهدی که با توجه بدانها حتی نمیتوان زبان اعراب جاهلی را دست ناخورده و به دور از تأثیر بیگانگان عجم دانست. چگونه می توان شهر حیره دروازه مهم نفوذ فرهنگهای گوناگون در میان اعراب را از یاد برد؛ شهری که مرکز آمیزش تازیان با پارسیان دانسته شده وافزون بر روابط پردامنه اش با ایران پذیرای گروه های ایرانی مقیم و مسافر نیز بوده است نک . آذرنوش، ص191-541( ابن رسته )ص712( روایت می کند که مردان حیره در جاهلیت به قریشیان زندقه آموختند. ابن هشام )ج،1 ص (358 نیز در روایتی بسیار مهم از نضربن حارث نام میبرد؛ مردی که از دشمنان قریشی پیامبر بود و پیش از ظهور اسلام به حیره رفته و داستانهای خسروان ایرانی و افسانه های رستم واسفندیار آموخته بود و در برابر مجلس دعوت پیامبر بساط معرکه می گسترد و قصه می گفت و سخنان خود را با کلام خدا مقایسه می کرد. به گفته ابن هشام آیه سانزل مثل ما أنزل الله در شأن او نازل شد. ابن ابی اصیبعه )ص (167 از آشنایی او با دانشهای اجبار یهود و کاهنان عرب و نیز پزشکی ایرانی و فلسفه یاد کرده است او عود نوازی و آواز عبادیان خیره را نیز فراگرفته بود و آنرا به مردم مکه می آموخت.

افزون بر این حیره یکی از اصلیترین پایگاه های مسیحیت نسطوری بود. در آنجا همچنان که آموزش زبان و آداب فارسی در مراکزی ویژه رواج داشت نک منابع جواد دینی علی، ج،8 ص (295-296 دانشها و زبانهای یونانی و سریانی نیز در مدارس مسیحی آموخته میشد. رومیان اسیر در جنگهای هرمز اول در حیره ساکن شدند و در آن دیار تعالم مسیحی و فرهنگ و دانشهای یونانی بویژه هندسه و طب را گستراندند احمد امین، فجر الاسلام، ص (18 آموزه های فرقه های مسیحی بویژه نسطوریان بیشتر از این رهگذر به تازیان عرضه شد. شاعرانی چون قس بن ساعده و امیة بن ابی الصلت و عدی بن زید شعر مسیحی میسرودند و مضامینی چون تفکر در خلقت عالم، دعوت به گوشه نشینی و رهبانیت را ترویج می کردند.

با این همه مسیحیان تا نیمه سده نخست هجری از تعلیم اطفال مسلمان خودداری میکردند. گویا یعقوب رهاوی (18-86) نخستین کسی بود که به مسیحیان اجازه چنین کاری داد؛ آنان از آن پس از آموزش فلسفه و سایر علومشان به مسلمانان پرهیزی نداشتند احمد امین همان، ص (132 بدین سان میراث علمی یونانی رایج در عراق و شام و اسکندریه یک قرن پیش از نهضت ترجمه در میان مسلمانان راهی جست.

یهودیان نیز از دوره جاهلی ، تعالیم دینی و افسانه ها و خرافات خود را در میان اعراب پراکنده کرده بودند و پس از اسلام کسانی چون کعب الاحبار یمنی )متوفی (110و وهب بن منبه پارسی نژاد، آرایی در تفسیر آیات قرآن عرضه کردند. عبدالله بن سلام نیز از یهودیان دانشمندی بود که پس از هجرت پیامبر به مدینه اسلام آورده از داناترین صحابه شمرده شد و بسیاری از اخبار بنی اسرائیل را به مسلمانان آموخت به علاوه تعالیم فلسفی یونانیان و قوانین رومی که پیش از ظهور اسلام در یهودیت رخنه کرده بود از این رهگذر به ذهن اعراب نیز راه یافت.

همین نمونه های برشمرده به خوبی نشانگر آن است که به هنگام سخن گفتن از باورهای جاهلی تشخیص آنچه به راستی از عقل عربها سرچشمه گرفته است و رنگ و بویی از نگریستارهای غیر عربی با آن نیست دشوار است. این موضوع تا زمان رحلت پیامبر اسلام بیش و کم بر همین حکم است و با آغاز نخستین فتوح اسلامی در سالهای 24-14 هجری دشواری مضاعفی می یابد، زیرا در این فتوح عراق و شام و فارس و مصر به تصرف اعراب مسلمان در آمد و کسانی از یهود و نصارا و مجوس و پیروان مانی و دیگر آیین ها اسلام آوردند و همنشین اعراب شدند و اختلاط فرهنگی پیشگفته آشکارا فزونی یافت. اگرچه آشنایی با اندیشه و آیین ملتهای مغلوب سالیانی دراز به طول انجامید، اما چیرگی بر سرزمین و ثروت آنان تأثیراتی بی درنگ در معیشت و رفتار تازیان داشت و این مؤلفه های مادی بی تردید پیشتر از مؤلفه های معرفتی در دگرگون ساختن نگریستار عربی مؤثر افتاد؛ زر و سیم اگرچه خود مضامینی ملموس دارند، اما به زودی پای مفاهیم مجردی چون عدالت و مساوات را به میان میکشند.

از سوی دیگر نو مسلمانان غیر عرب همچنان حاملان زبان ، فرهنگ تاریخ و خصوصیات عمده ای از نگریستار غیر عربی خود بودند. این نومسلمانان پارسی و سوری و قبطی و رومی هر کدام پیش از اسلام آوردن تلقی خاصی از واژه های اساسی دین همچون خدا ، شیطان پیامبر رستاخیز بهشت و دوزخ داشتند و البته نمی توانستند این واژگان را از مفهوم فرهنگی پیشین خود کاملاً برهنه سازند و مفهومی اسلامی بر بالای آن بپوشانند. اسلام آوردن اینان فزودن نقشی بر لوحی ساده و نانوشته نبود چرا که آنان کاملاً از باورهای پیشینشان تهی نمی شدند و چشم انداز و جهان بینی گذشته خود را ترک نمی کردند، بی جهت نیست که پرسشهای این بیگانگان عجم اغلب به طرح مباحثی نو بویژه در حوزه علم کلام می انجامید. نومسلمانان عجم همچنین به حکم اختلاف زبان و نژادشان با اعراب در زمره موالی در می آمدند و این دسته بندی اجتماعی نیز بر تفاوتهای معرفتی آنان با تازیان می افزود از این رو پایان فتوح و جنگهای مادی خلفای راشدین را آغاز کشاکش ها و جنگهای معنوی مغلوبان و تازیان دانسته اند. احمد امین در بیان ثمره این کشاکش می نویسد که افزون بر غلبه برخی واژگان ایرانی بر لغات عرب فکر و خیال و معنی و مضمون پارسی نیز بر زبان و دین عربی چیره شد.

تصدیق این واقعیت دشوار نیست که با سیر اعراب از زندگی بدوی و معیشت ساده زمانه پیامبر به تمدن پر نقش و نگار و رنگارنگ دوره عباسی اسلام از صورت دیانتی محض به صورت تمدنی دینی درآمد. حتی سادگی تفاسیر صحابه و تابعین از قرآن جای خود را به تفسیرهای پر تفصیل و تأویلهای غریب دوره های بعد داد. در تفسیر مؤمنان سلف به ذکر چند بیتی از شاعری عرب برای گشودن معنای واژه ای یا آوردن خبری در شان نزول آیه ای یا در نهایت روایت قصه ای از تعالیم تاریخی یهود اکتفا می شد؛ آنچه طبری در تفسیر خود از اصحاب نقل میکند بیش از این نیست؛ اما هنوز سده نخست هجری به پایان نرسیده بود که معیشت و عقل ساده عربی دگرگون شد و مفسران قرآن و عالمان اسلام را در نظرگاه هایی نو نشاند؛ تا جایی که انس بن مالک که به چشم خود زمانه پیامبر را دیده بود و تا سال 90 هجری نیز عمر یافت، گفت: »من هیچ چیزی نمیبینم که از زمان پیامبر تاکنون به حال خود باقی مانده باشد بخاری، ج 1، ص .(134) بنابراین حتی اگر به رغم شواهد پرشمار موجود که تنها برخی از آنها برشمرده شد نگریستار جاهلی را نگریستاری خالص و صرفاً عربی بشماریم، نمی توانیم دگرگونی های بنیادین این نگریستار در دوره اسلامی را نادیده بگیریم؛ دگرگونی هایی که حاصل برخورد و آشنایی تازیان با نگریستارهای غیر عربی بود.

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.