Untitled Page


مادام کامليا-انتشارات سمير

مادام کاملیا

آلکساندر دوماى پسر، به شیوه پدرش داستان‌هایى زیبا در قالب رومانس مى‌آفرید. این کتاب که در سال 1848 انتشار یافت، به شهرتى عظیم دست پیدا کرد. مادام کاملیا داستان عشق مرد جوانى از خانواده بزرگ و اشرافى به نام «آرمان دووال» به یک زن بدنام به نام «مارگریت گوتیه» است. زن جوان که در پرتو عشق تازه به دنیاى جدید پاى گذارده تصمیم مى‌گیرد از محیط زشت و ننگین سابق خود فاصله گیرد و ارتباط خود را با همه کسانى که آن خاطرات نازیبا را در یاد او زنده مى‌کنند قطع کند و بدین ترتیب آن عاشق و معشوق به خانه ییلاقى در خارج از شهر کوچ مى‌کنند و همچنان در آن‌جا در دنیاى متفاوت و آرام خود در سادگى و صفا زندگى مى‌کنند،

کد : 04

نوبت چاپ : 4

نویسنده : الکساندر دوما

تعداد صفحات : 284

شابک : 9789646552586

سال انتشار : 1404

 

520,000 تومان ( 1% )
514,800 تومان

از مجموعه ما دیدن فرمائید

تعداد بازدید : 2



  • معرفی کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره مترجم

tamoxifen 10 mg online

tamoxifen uk jstawski.com buy tamoxifen citrate uk

accutane without gelatin

buy accutane 10mg uk

misoprostol philippines

order abortion pill philippines go abortion pill ph

آلکساندر دوماى پسر، به شیوه پدرش داستانهایى زیبا در قالب رومانس مىآفرید. این کتاب که در سال 1848 انتشار یافت، به شهرتى عظیم دست پیدا کرد. مادام کاملیا داستان عشق مرد جوانى از خانواده بزرگ و اشرافى به نام «آرمان دووال» به یک زن بدنام به نام «مارگریت گوتیه» است. زن جوان که در پرتو عشق تازه به دنیاى جدید پاى گذارده تصمیم مىگیرد از محیط زشت و ننگین سابق خود فاصله گیرد و ارتباط خود را با همه کسانى که آن خاطرات نازیبا را در یاد او زنده مىکنند قطع کند و بدین ترتیب آن عاشق و معشوق به خانه ییلاقى در خارج از شهر کوچ مىکنند و همچنان در آنجا در دنیاى متفاوت و آرام خود در سادگى و صفا زندگى مىکنند، اما سرنوشت آنگونه نیست که تا همیشه آنان در آرامش زندگی کنند. پدر آرمان اگرچه شاهد خوشبختى فرزندش است نمىتواند گذشته مارگریت را فراموش کند، او را سرزنش مىکند که وجود او موجب شده خواهر آرمان یک خواستگار بسیار شریف و خوب را از دست بدهد. سرانجام مارگریت براى آنکه خاندان آرمان در آرامش زندگى کنند؛ همسرش را ترک مىگوید و آرمان مىپندارد مارگریت به گذشته پلید خود بازگشته است. آرمان زندگى پر از کشمکش و خطا را آغاز مىکند و در واقع باورهاى نادرست پدر آرمان او را از آسایش و آرامش جدا کرده به مهلکه مىاندازد.

کتاب در 282 صفحه در قطع وزیرى عرضه مىشود.










الکساندر دوما در روستايي به نام «ويلر کوتره» در نزديکي شهر پاريس به دنيا آمد. پدر او، توماس الکساندر داوي دولا پاتريه و مادرش ماري لوئي اليزابت لابوره نام داشتند. پدر الکساندر، که ژنرالي در ارتش ناپلئون بود، مورد غضب ارتش قرار گرفت و همين امر او را به سمت فقر سوق داد. زماني که الکساندر دوما به دنيا آمد، خانواده او ثروت و موقعيت خود را از دست داده بودند و مادر او که با مرگ ژنرال دوما در 1806 (در چهارسالگي الکساندر)، بيوه شده بود، جهت ايجاد موقعيت تحصيلي مناسب براي فرزندش به سختي تلاش مي‌کرد. هرچند «ماري لوئيس» در تأمين هزينه‌هاي تحصيلي براي فرزندش ناتوان بود، اما اين مسئله در شوق و علاقه الکساندر به مطالعه تأثيري نداشت و او هر کتابي را که به دست مي‌آورد مي‌خواند. هم زمان با رشد الکساندر کوچک، داستان‌هايي که «ماري لوئي» از شجاعت و رشادت پدرش در زمان اوج اقتدار ارتش ناپلئون براي او تعريف مي‌کرد، به وي ديد روشن و واضحي از ماجراجويي و قهرمان‌پروري مي‌بخشيد. هرچند که سايه فقر بر خانواده الکساندر سنگيني مي‌کرد، اما هنوز شهرت پدر و ارتباطات اشرافي سابق براي آنها باقي‌مانده بود و همين عوامل باعث شد که پس از استقرار رژيم سلطنتي، الکساندر 20 ساله در 1822 به پاريس برود و با کمک اقوام پدري، به سمت منشي مخصوص دوک دو اورلئان درآيد. هم زمان با کار در پاريس، دوما به نوشتن مقاله براي مجلات و نمايش نامه براي تئاتر مي‌پرداخت. در 1829 نمايش نامه هنري سوم و دربارش ارائه شد و با استقبال خوبي روبرو گشت. سال بعد نمايش نامه بعدي او کريستين شهرت بيشتر و به موازات آن موقعيت مالي خوبي برايش به ارمغان آورد و او را قادر ساخت که تمام وقت به نويسندگي بپردازد. در 1830 وي در انقلابي سهيم گرديد که منجر به براندازي حکومت شارل و تفويض قدرت به کارفرماي او «دوک دو اورلئان (يا همان لوئي فيليپ)» شد. تا نيمه‌هاي دهه 1830 زندگي در فرانسه به علت شورش‌هاي پراکنده مختل بود. هم زمان با بهبود اوضاع اقتصادي و اجتماعي موقعيت براي بروز استعداد الکساندر دوما فراهم شد. پس از نوشتن چند نمايش نامه موفق ديگر، او به نوشتن رمان تغيير جهت داد. به اين ترتيب که با افزايش علاقه‌مندي روزنامه‌ها به رمان‌هاي دنباله‌دار در سال 1838 دوما با بازنويسي يکي از نمايش نامه‌هايش اولين رمان سريالي خود با نام کاپيتان پاول را ارائه کرد و اين شروعي بود براي تبديل ذهن الکساندر دوما به يک «استوديوي داستان پردازي» که صدها داستان و شخصيت در آن ساخته و پرداخته شد.در سال‌هاي 1839 تا 1841 دوما به همراه تني چند از دوستانش رمان Celebrated Crimes (جنايات مجلل) را ساخته و پرداخته کرد. اين رمان 8 قسمتي به شرح جنايات مشهور اروپا مي‌پردازد. در اول فوريه 1840 دوما با هنرپيشه‌اي به نام Ida Ferrier (ايدا فريه) (1859–1811) ازدواج کرد. اما علي‌رغم اين ازدواج او داراي فرزندي غيرقانوني از زني به نام ماري کاترين لاباي است که همان الکساندر دوماي پسر است. اين فرزند دوما راه پدر را ادامه داد. وي يکي از نويسندگان شهير فرانسه است. نويسندگي براي دوما درآمد زيادي به همراه داشت، اما نوع زندگي اشرافي و ولخرجي و دست و دلبازي دوما نهايتاً باعث ورشکستگي او گرديد. زماني که سلطنت لوئي فيليپ با شورشي به پايان رسيد، دوما از جانب حاکم منتخب مورد توجه قرار نگرفت. وي در سال 1851 براي رهايي از دست طلبکارانش به روسيه گريخت و دو سال از زندگي‌اش را در آنجا سپري کرد. پس از آن دوما با تأسيس روزنامه‌اي به نام اينديپندت وارد جريانات سياسي ايتاليا شد و سرانجام در سال 1864 به پاريس بازگشت.      

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.