Untitled Page


لطفعلي خان زند-انتشارات سمير

لطفعلی خان زند ( 2 جلد )

س از کشته شدن جعفرخان سر جانشینی او بین امرای زند اختلاف بوجود آمد.بالاخره حاجی ابراهیم کلانتر فارس سپاهی فراهم آورد و لطف علی خان فرزند جعفرخان را که در آن تاریخ در غرب فارس می‌زیست به شیراز خواست و در 15 شعبان سال 1203 ه. وی را که 22 سال داشت بر تخت نشاند. او جوانی فوق العاده خوش سیما بود. چهره ای جذاب، قامتی کشیده و اندامی باریک و قوی و چالاک داشت و در سواری و تیراندازی و شمشیربازی و سایر فنون سپاهیگری بی مانند و بسیار شجاع و متهور و بی باک بود.

کد : 0541

نوبت چاپ : اول

نویسنده : معصومه پاکروان

تعداد صفحات : 892

شابک : 9789642202591

سال انتشار : 1401

 

1,200,000 تومان ( 1% )
1,188,000 تومان

از مجموعه ما دیدن فرمائید

تعداد بازدید : 4



  • معرفی کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره مترجم

lav

ldn go naltrexon

where to buy naltrexone in uk

buy naltrexone uk

amoxicillin without prescription

amoxicillin without prescription celticcodingsolutions.com buy amoxicillin uk

buy prednisolone 5mg tablets uk

prednisolone london click buy prednisolone acetate eye drops

purchase abortion pill online

abortion pill online

پس از کشته شدن جعفرخان سر جانشینی او بین امرای زند اختلاف بوجود آمد.بالاخره حاجی ابراهیم کلانتر فارس سپاهی فراهم آورد و لطف علی خان فرزند جعفرخان را که در آن تاریخ در غرب فارس میزیست به شیراز خواست و در 15 شعبان سال 1203 ه. وی را که 22 سال داشت بر تخت نشاند.

 او جوانی فوق العاده خوش سیما بود. چهره ای جذاب، قامتی کشیده و اندامی باریک و قوی و چالاک داشت و در سواری و تیراندازی و شمشیربازی و سایر فنون سپاهیگری بی مانند و بسیار شجاع و متهور و بی باک بود.

 هنگامی که حاج ابراهیم کلانتر به او خیانت کرد، در حالی که لطف علی به او اطمینان داشت و دروازه های شیراز را به رویش بست و او را در مقابل دشمن تنها گذاشت لطف علی نه تنها عصبانی نشد و شکیبایی خود را ازدست نداد بلکه لبخند زد و بیتی از حافظ را خواند.

 هنگامی که او را به پیش آقا محمدخان قاجار میبردند پالهنگ بر گردنش بستند و یک زنجیربه وزن 15 کیلو دارای دو قفل که یکی به دست ها و دیگری به پاها قفل میشد به دست ها و پاهایش بستند. زنجیری که به دو پای او بسته بودند مانع از گام برداشتن نمی شد ولی اسیر نمی توانست که با سرعت گام بردارد. وقتی که پیش آغامحمدخان قاجار رسید به او گفت که به خاک بیفت و سجده کن .

خان زند جواب داد من فقط مقابل خداوند سجده میکنم.

 این کتاب در قطع وزیری در 886 صفحه عرضه شده است.


کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.