Untitled Page


هکلبري فين

هاکلبری فین

این کتاب داستان نوجوانی است که از پدری الکلی متولد می‌شود. او درپی دعوا با پدرش از خانه فرار می‌کند و در راه این فرار با برده سیاه پوستی به نام جیم آشنا می‌شود. آنها با کلکی که می‌سازند رودخانه می‌سی‌سی‌پی را طی می‌کنند.

کد : 0196

نوبت چاپ : 1

نویسنده : مارک تواین

مترجم : مهدی علوی

تعداد صفحات : 127

شابک : 9786005955132

سال انتشار : 1403

 

80,000 تومان ( 1% )
79,200 تومان

از مجموعه ما دیدن فرمائید

تعداد بازدید : 2



  • معرفی کتاب
  • درباره نویسنده
  • درباره مترجم

ماجراهای هاکلبری فین" نوشته "مارک تواین" داستانی درباره پسری به نام هاکلبری فین و برده ای فراری به نام جیم است که تلاش می کنند راهی برای رسیدن جیم به آزادی پیدا کنند. آنها درگیر ماجراهای زیادی می شوند و با افراد جالبی مواجه می شوند.
تم اصلی این داستان کشمکش های وجدانی و اخلاقی هاکلبرفین با خودش است و این که چگونه این کشمکش ها در طول داستان هاک را تغییر می دهد.
هاک در همه زندگیش آموخته که سیاهان پست و انسان هایی درجه دوم هستند و مطابق با همین ایده هم باید با آنها رفتار کرد. داستان "ماجراهای هاکلبری فین" هم روی نبرد هاک با این فکر متمرکز است و این که هاک تصمیم می گیرد که دیگر این چنین فکر نکند. در پایان داستان او به قدر کافی قوی شده تا همه ایده های نژادپرستانه را از سرش بیرون کند.
بر اساس فکری که در ابتدا هاک دارد، آزاد کردن جیم از بردگی از نظر اخلاقی صحیح نیست. چرا که هاک در همه زندگی یاد گرفته که اگر کسی برده ای را از بردگی آزاد کند به جهنم می رود. هاک حالا باید براساس احساس شخصی خودش تصمیم بگیرد نه بر اساس آن چیزی که جامعه به او یاد داده است. در پایان هاک تصمیم درست را می گیرد و هرکاری را هم برای انجام تصمیمش انجام می دهد.
هاک که در همه زندگی هرگز دوستی حقیقی را تجربه نکرده، دوست واقعیش را در جیم کشف می کند. او می آموزد که نژاد مهم نیست و این که جیم همه کاری برای او انجام می دهد. در ابتدا هاک نسبت به جیم احساس فضیلت و برتری دارد و شوخی هایی با او می کند. اما به این باور می رسد که جیم هم احساس دارد. سپس به تدریج به این نتیجه می رسد که با وجود این که رنگ پوستشان با هم متفاوت است اما شباهت های زیادی به هم دارند.

مارک تواين در 30 نوامبر 1835 در مرز ايالت ميسوري آمريکا در روستاي فلوريدا با کلبه‌هاي چوبي پراکنده به دنيا آمد. پدرش قاضي بخش و تاجري کوچک و اصالتاً اهل ويرجينيا بود که در کنتاکي درس حقوق خوانده و در همان‌جا به جين همپتون موخرمايي برخورده و با او ازدواج کرده‌بود. در 12سالگي پدرش فوت کرد و سميوئل مجبور شد در چاپخانه‌هاي محلي پادويي کند و بعد در روزنامه‌اي که برادرش اوريون داير کرده‌بود، ابتدا حروفچين و سپس چاپچي شد.
صفحاتي از روزنامه به مقالات طنزآميز اختصاص داشت که سميوئل آنها را مي‌نوشت و با امضاي عجيب‌غريب چاپ مي‌کرد. در 18 سالگي به سنت لوئيس بزرگ‌ترين شهر ايالت ميسوري رفت.
سپس به نيويورک رفت و مدت کوتاهي در چاپخانه‌هاي کوچک کار کرد. در طي 2–3 سال به شهرهاي مختلف مي‌رفت و در آنجا حروفچيني مي‌کرد. وي سفر نافرجامي به آمريکاي جنوبي داشت. از 1857 تا 1864 سوار بر کشتي بخار بر مي‌سي‌سي‌پي سفر مي‌کرد.
در 1859 مجوز ناخدايي کشتي گرفت و در اين حين با امضاهاي مختلف براي مجلات مقاله‌هاي طنز مي‌نوشت. در جنگ داخلي آمريکا نقش کوچکي را برعهده گرفت. در سال 1866 با آلتا کاليفرنيا برجسته‌ترين روزنامه غرب قراردادي به اين مضمون
امضا کرد: خبرنگار سيار بدون محدوديت مکان و زمان و سمت که دور کره زمين مي‌گردد و ضمن سفر گزارش مي‌نويسد.
با اوليوه لنگدن دختر يکي از صاحبان صنايع ثروتمند نيويورک پس از مغازلات بسيار ازدواج کرد. در بيست سال بين 1875 و 1894 شادترين و ثروتمندترين نويسنده بود و بهترين کتاب‌هايش را در اين مدت نوشت. اما در نيمه دهه 1890 اندوه و تلخ‌کامي روزافزوني نصيبش شد. دختر جوانش سوزي وقتي پدر و مادرش در خارج بودند مرد. خانم کلمنز که سال‌ها بيمار بود از دنيا رفت و کوچک‌ترين دخترش ناگهان در شب کريسمس فوت کرد. در 1906 انشاي سرگذشتش را آغاز کرد. 15 سال آخر عمرش را با نوشتن کتاب‌هاي جدّي و چند کتاب طنز گذراند. کلمنز نام مارک تواين را از ناخداي يک کشتي که با اين نام در مجلات مي‌نوشت به‌عنوان اداي دِين گرفت و در تمام کارهاي طنزش از اين اسم استفاده کرد.

کليه حقوق اين سايت به انتشارات سمير تعلق دارد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط
شناسه ورودی یا کلمه عبوری صحیح نمی باشد.