شناسه کاربری :
کلمه عبوری :
اخبار انتشارات سمیر
صفحه اصلی\آرشیو اخبار\زندگی ون گوگ
زندگی ون گوگ
ونسان ون گوگ (به هلندی: فینشنت فن خوخ) یکی از بزرگترین نوابغ نقاشی جهان، در سال 1853 در هلند به دنیا آمد.
1394/03/24
ونسان ون گوگ (به هلندی: فینشنت فن خوخ) یکی از بزرگترین نوابغ نقاشی جهان، در سال 1853 در هلند به دنیا آمد. او در طول عمر خود فردی ناشناخته بود و در دوران جوانی به معلمی پرداخت. ون گوگ نقاشی را در 27 سالگی شروع کرد و در طول تنها 10 سال تمام شاهکارهایش را خلق کرد. او در طول این 10 سال بیش از 900 نقاشی کشید که از معروفترین آنها نقاشی شب پر ستاره است. بیشتر نقاشیهای مهم ون گوگ از جمله همین نقاشی در دو سال پایانی زندگی او کشیده شدند. جالب این است که او در طول عمر خود تنها یک نقاشی یعنی تاکستان سرخ را به قیمت 400 فرانک به فروش رساند و خریدار آن نیز خواهر یکی از دوستانش بود. ون گوگ در سال 1890 در 37 سالگی درگذشت. او در 60 روز پایانی عمرش 90 نقاشی کشید و سرانجام در 29 ژوئیه براثر شلیک گلولهای به شکماش زخمی شده و روز بعد در یک مهمانخانه از دنیا رفت. برخلاف عقیده رایج، او خودکشی نکرد بلکه گلوله از یک اسلحه معیوب توسط دو نوجوان شلیک شده و وی برای نجات آنها مسئولیت این شلیک را برعهده میگیرد.
تاکستان سرخ (1888): برای دیدن تصویر اصلی بر روی آن کلیک کنید
شب پرستاره ون گوگ یکی از معرفترین آثار هنری جهان است که بیشترین تکثیر و کپی را در بین تمام نقاشیها داشته است. این نقاشی یکی از نمادهای هنر مدرن اروپا به شمار میرود. ون گوگ این نقاشی را در سال 1889 و در 36 سالگی خود نقاشی کرده، در حالی که در بیمارستان روانی سنت رمی در فرانسه بستری بود. نقاشی نمایی از یک چشمانداز است که ون گوگ آن را از درون اتاقش در بیمارستان میدیده است. بسیاری از افراد بدون آنکه دلیل خاصی داشته باشند یا بتوانند معنایی که در پشت این نقاشی قرار دارد را توضیح دهند، آن را دوست دارند. اما به راستی معنای شب پرستاره چیست؟
شب پرستاره (1889): برای دیدن تصویر اصلی بر روی آن کلیک کنید
بسیاری از مردم میدانند که ون گوگ یک نقاش اکسپرسیونیست معروف بود، اما علاوه بر این چیزهایی نیز درباره اینکه او دیوانه بود و از مشکلات روانی رنج میبرد نیز شنیدهاند. داستان بریده شدن گوش ون گوگ که به دنبال یک درگیری با دوستش پل گوگن (نقاش فرانسوی) به وقوع پیوست از حکایات معروف تاریخ هنر است. این حادثه که به نظر میرسد در سال 1888 به وقوع پیوسته است یک سال قبل از کشیده شدن نقاشی شب پر ستاره و دو سال قبل از مرگ او رخ داده است. برخیها عقیده دارند که او به دلیل افسردگی و توهمات شنوایی که داشته و از گوش چپ خود صداهایی میشنیده، دلیل تصمیم میگیرد آن را ببرد. برخی دیگر نیز عقیده دارند که او عاشق یک زن بدنام شده بود و به دلیل نداشتن پولی برای خرید هدیه، گوش خود را به عنوان هدیه برای او فرستاده است. به هر حال او چیزی از این ماجرا به یاد نمیآورد هر چند بعدها نقاشی خود را از این واقعه کشید.
پرتره ون گوگ از خودش (1889)
همگام با شهرت یافتن ون گوگ به عنوان یک نقاش دیوانه، و پس از بریده شدن گوشش، او به یک دیوانه خانه سپرده شد. منابع تاریخی میگویند که ون گوگ نقاشی شب پرستاره را در زمانی که در بیمارستان روانی بوده کشیده است و این نقاشی منظرهای است که ون گوگ از پنجره اتاقش میدیده است. آیا بیماری روانی ون گوگ کمکی به یافتن معنای نقاشی شب پرستاره خواهد کرد؟ او درباره این نقاشی به برادرش میگوید:
نگاه کن، من دارم یک رویای دیگر میبینم. و در این لحظه خورشید، ماه و 11 ستاره به سمت من خم شدهاند.
متأسفانه علاوه بر مردمی که خبر بریده شدن گوش ون گوگ را شنیده بودند و گمان میکردند او دیوانه شده است، منتقدان هنری نیز در آن زمان چنین عقیدهای داشتند. در آن زمان نظر منتقدان در موفقیت یا شکست یک هنرمند بسیار موثر بود. منتقدان مجاب شده بودند که نقاشیهای ون گوگ درهم و برهم، خام و بچگانه است و خودش نیز دیوانه است. در واقع دلیل این سخنان این بود که نقاشیهای او مانند نقاشیهای آن دوران که بیشتر شبیه عکس و تصویر واقعی از مناظر بودند، نبود. درحالی که نقاشان دوران میانی قرن 19 بیشتر به کشیدن مناظر و پرترههای شبیه واقعیت علاقه داشتند، ون گوگ به کشیده نقاشیهایی که مبالغه و برون ریزی در آنها مشهود بود علاقه داشت و دوست داشت احساسات و هیجانهای درونیاش را بیان کند. نقاشیهای او همانند نقاشی شب پرستاره از زمانه خودش بسیار جلوتر بودند و راه را برای ظهور اکسپرسیونیسم در اوایل قرن بیستم باز کردند، اما نقاشیهای او در زمان مورد توجه قرار نگرفت. احساس انزوا و به چالش کشیده شدن ون گوگ در نقاشی شب پر ستاره او انعکاس یافته است.
برخی افراد این سوال را مطرح میکنند که چرا ون گوگ در این نقاشی 11 ستاره کشیده است؟ عقیده بر این است که این 11 ستاره به داستان حضرت یوسف در کتاب مقدس و 11 برادر او مربوط است. او کارهای بسیاری برای برادرانش کرد ولی با وجود این همه نیکی، او نتوانست توجه و پذیرش برادرانش را جلب کند و درنهایت آنها او را به درون گودال انداختند و او سالها به عنوان برده سپری کرد. این داستان شبیه زندگی خود ون گوگ است. او با وجود تلاشهای بسیاری که کرد، نتوانست نظر منتقدان را جلب کند و در نهایت توسط آنها طرد شد و به بیمارستان روانی فرستاده شد. بنابراین 11 ستاره نماد منتقدان خود ون گوگ است.
اما سوال دیگری که به ذهن میآید این است که اگر 11 ستاره نماد منتقدان ون گوگ است، پس خود او کجاست؟ اگرچه پاسخ قطعی به این سوال دشوار است، اما به نظر میرسد که ون گوگ خودش را با نماد درخت سروی که در پیش زمینه نقاشی است نشان داده است. این درخت در بسیاری از نقاشیهای دیگر ون گوگ از جمله “مزرعه ذرت با سروها” نیز دیده میشود. این سرو با وجود اینکه در نگاه اول توجه را به خود جلب میکند اما در عین حال به دلیل اندازه، رنگ تیره و شوم خود و تضاد با ستارههای درخشان موجود در نقاشی بسیار مبهم است. در زمانی که ون گوگ افسرده و غمگین بود، عجیب نیست که خود را با یک درخت سرو ترسناک و غیرطبیعی نشان دهد. آیا معنای دیگری نیز در پشت یازده ستاره و سرو شب پرستاره وجود دارد؟
مزرعه ذرت و سروها (1889): برای دیدن تصویر اصلی بر روی آن کلیک کنید
درباره سمیر
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما
کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات سمیر می باشد. طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط