• شناسه کاربری :

    کلمه عبوری :

آلدوس لنارد هاکسلى

زندگی و آثار آلدوس لنارد هاکسلى

1394/03/24

زندگی و آثار
آلدوس لنارد هاکسلى در 1894 در خانواده اى برجسته که جزو طبقات حاکم انگلستان بود به دنیا آمد. پدرش، پسر توماس هنرى هاکسلى زیست شناس معروف بود که به بسط و گسترش نظریه موسوم به تکامل یارى رساند.
مادرش نیز خواهر همفرى وارد رمان نویس و از خویشاوندان نزدیک متیوآرنلد بود و اصل و نسبى والا داشت.
بى تردید میراث فکرى و فرهنگى خانواده اش تأثیر مهمى بر او نهاد.
جرالد هرد دوست نزدیکش گفته است که میراث خانوادگى او از لحاظ فکرى و تعهد اخلاقى تأثیر ماندگارى بر او گذاشت. تجربه هاى متنوع و هوش و فراست خود هاکسلى او را از طبقه اى که بدان تعلق داشت متمایز مى ساخت. حتى در کودکى او را شخصى متفاوت و زیرک و باهوش مى دانستند. او محبوب و مورد احترام بود. هاکسلى عقیده داشت که وراثت، هر فرد انسان را موجودى یگانه مى سازد و یگانگى و منحصر به فرد بودن هر انسان براى آزادى و اختیار او ضرورى است.
مؤلفه دیگرى که در زندگى اش نقش داشت مرگ مادرش در اثر سرطان بود. زمانى که 14سال داشت، این واقعه حسى از گذرا بودن شادمانى هاى انسانى به او القا کرد. در 16سالگى وقتى در مدرسه آتن تحصیل مى کرد بیمارى اى چشمى او را تقریباً نابینا کرد. اما چندى بعد نابینایى اش را آنقدر بازیافت که به دانشگاه آکسفورد برود و به تحصیل بپردازد. به علت همین بیمارى اش نتوانست عازم جبهه هاى جنگ جهانى اول شود یا به تحقیقات علمى اى که رؤیایش را درسرمى پروراند ادامه دهد. هرچند، اندیشه هاى علمى با او ماند و او بسیارى از آنها را در آثارش به ویژه کتاب مشهور «دنیاى قشنگ نو» مورد استفاه قرار داد.
هاکسلى زمانى که در آکسفورد بود بتدریج وارددنیاى نویسندگى شد و با نویسندگانى مانند اتین استریچى و برتراند راسل ملاقات کرد و دوست نزدیک دى.اچ.لورنس شد.
هاکسلى اولین اثرش را که مجموعه اى شعر بود در 1916 منتشر کرد. در 1919 با یک بلژیکى به نام ماریا نیس ازدواج کرد. تنها فرزندشان متیو هاکسلى در 1920 به دنیا آمد. او باخانواده اش در دهه 1920 به کشورهاى مختلف اروپایى سفر کرد. در 1925 و 1926 سفرهایى هم به سایر نقاط جهان از جمله هند و آمریکاکرد. هاکسلى اعتماد به نفس، شور و سرزندگى و انعطاف پذیرى اى را که در زندگى آمریکایى مى دید مى ستود اما نسبت به نوع شادمانى جویى اى که در تفریح و سرگرمى طلبى بى وقفه عمومى و دررقص واتومبیلرانى جلوه گر مى شد نظر چندان خوشى نداشت. به عقیده او شاید در هیچ جا به اندازه این کشور بحث و گفت وگو کم نیست. به تعبیر خودش همش حرکت و صدا و هیاهو، مانند آبى که قل قل کنان بر زمین مى ریزد و به هدر مى رود. هاکسلى از این تجربیات بعدهادر آثارش بهره جست. تجربیات او در ایتالیاى فاشیست جایى که بنیتو موسولینى رهبرى حکومتى مستبد و اقتدارگرا را بر عهده داشت که علیه کنترل جمعیت مى جنگید تانیروى انسانى کافى براى جنگ داشته باشد و همچنین مطالعات انتقادى او درباره اتحاد جماهیر شوروى نیز مواد و مصالحى براى طراحى و ترسیم جامعه خیالى او فراهم کردند.
هاکسلى BRAVE NEW WORLD را (که یکى از ترجمه هاى فارسى آن با نام دنیاى قشنگ نو به فارسى منتشر شده است) طى 4ماه در 1931 به رشته تحریر درآورد. این کتاب سه سال پس از چاپ یکى از رمانهاى پرفروشش انتشار پیدا کرد. او طى این سه سال شش کتاب داستان، مجموعه مقاله، شعر و نمایشنامه نوشت.
هاکسلى با کتاب دنیاى قشنگ نو به شهرت بسیار رسید. این کتاب را غالباً با کتاب 1984 جورج اورول که توصیفى خیال پردازانه از دنیاى دهشتناک آینده است مقایسه مى کنند. دنیاى 1984 پر از ظلم و وحشت و جدال و بیداد دائمى است. اورول آن را در 1948 کمى پس از شکست آلمان نازى در جنگ جهانى دوم و زمانى که شرور تمامیت طلبى اتحاد جماهیر شوروى رفته رفته عیان مى شد به نگارش درآورد. اما هاکسلى دنیاى قشنگ نو را در 1931 یعنى قبل از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در آلمان و ظهور استبداد مخوف استالین نوشت. هاکسلى در 1958 در این باره نوشت: «دیکتاتورى آینده دنیاى خیالى من، بسیار کمتر از دیکتاتورى آینده اى که جورج اورول چنین درخشان به تصویر کشیده است، «ددمنشانه و سبعانه است.»
در 1937 هاکسلى با خانواده اش به ایالات متحده رفت. در 1938 به هالیوود پیوست و به نوشتن فیلمنامه پرداخت که ازمیان آنها مى توان به فیلمنامه اقتباسى ازغرور و تعصب اوستین اشاره کرد که لارنس اولیویه جوان در آن ایفاى نقش کرد. هاکسلى در 1946 تکلمه اى بر دنیاى قشنگ نو نوشت ودر آن این نظر را مطرح کرد که دیگر نمى خواهد خرد و اعتدال اجتماعى را چنان که در آن زمان مطرح کرده بود امرى غیرممکن و دست نیافتنى تلقى کند. اگرچه جنگ جهانى دوم باعث کشته شدن 20میلیون جمعیت اتحاد جماهیر شوروى و چند میلیون یهودى و میلیونها انسان دیگر شد و گسترش تولید بمبهاى اتمى خطر بالقوه بسیار عظیم ترى را موجب مى شد هاکسلى به این عقیده رسید که هنوز امکان دست یافتن به خرد و اعتدال جمعى بیشتر وجوددارد و امیدوار است بیش از این شاهد گسترش آن باشد. همان سال کتاب « فلسفه جاودان » را منتشر ساخت که گزیده اى از متون مختلف دینى و عرفانى بود و هاکسلى به امیدنیل به زندگى خردمندانه در جامعه اى خردمندانه آنها را شرح و تفسیر کرده بود.
هاکسلى در دوره نویسندگى اش 47 کتاب نوشت. این کتابها عمدتاً با اقبال وسیع خوانندگان روبرو شد. در 1959آکادمى هنرها و ادبیات آمریکا جایزه ممتاز خود را به او تقدیم کرد جایزه اى که هر پنج سال به نویسندگان برجسته اهدا مى شد و پیش از آن کسانى مانند ارنست همینگوى، توماس مان و تئودور درایزر آن را دریافت کرده بودند. دامنه علایق و فعالیتهاى هاکسلى بسیار وسیع است. برخى از آنها عبارتند از: تاریخ یونان، انسان شناسى، ترجمه متون بودایى از زبانهاى سانسکریت و چینى، یادداشت هاى علمى درباره داروشناسى و عصب شناسى، روانشناسى و آموزش، نوشتن رمان، شعر، مقالات انتقادى، سفرنامه، تفاسیر سیاسى و گفت وگو با مردم از فیلسوفان گرفته تا هنرپیشه ها و حتى بیماران در بیمارستانهاى روانى. هاکسلى تقریباً در سراسر زندگى اش از ضعف شدید بینایى رنج مى برد. او چندسالى زیرنظر یکى از دوستان پزشکش برخى داروها و مواد توهم زا را روى خود آزمایش کرد و حاصل تجربیات خود در این باره در کتابى به نام ابواب ادراک (1954) گزارش کرد.
همسر هاکسلى در 1955 درگذشت و او یک سال بعد با لورا آرچرا ازدواج کرد و سرانجام در 22 نوامبر 1963 دیده از جهان فروبست. جسدش سوزانده و خاکسترش در مقبره خانوادگى اش در انگلستان به خاک سپرده شد.



کلیه حقوق این سایت متعلق به انتشارات سمیر می باشد.
طراحی و توسعه شرکت بهبود سامانه فرا ارتباط